دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اخمت به تمام ِ خنده ها می ارزد کفرت به تمام ِ بنده ها می ارزد در آخر این دوئل مرا خواهی کشت مردن به همین برنده ها می ارزد

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

دلم را هرس می کنم تا برای با تو بودن جوانه بزند .‏ خدا را چه دیدی شاید بهار امسال در زمستان بود

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

بیا به خانه آلاله ها سری بزنیم ز داغ با دل خود حرف دیگری بزنیم به یک بنفشه صمیمانه تسلیت گوییم سری به مجلس سوگ کبوتری بزنیم شبی به حلقه درگاه دوست دل بندیم اگرچه وا نکند دست کم دری بزنیم تمام حجم قفس را شناختیم بس است بیا به تجربه در آسمان پری بزنیم

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

هر آن باغی که نخلش سر به در بی ... مدامش باغبون خونین جگر بی بباید کندنش از بیخ و از بن ... وگر بارش همه بهر و گهر بی

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

شعرهايم درد دارد وقتي ندانم كدام لعنتي هرشب چراغ اتاقت راخاموش ميكند

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

ان دوست كه عهد دوست داري بشكست..........ميرفت و منش گرفته دامان در دست ميگفت دگر باره به خوابم بيني......................پنداشت كه بعد از آن مرا خوابي هست

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

نرود هيچ ز يادم نگه حالت دوست صدف سينه ي من با گوهر دوست نكوست به خدا آنچه من آموختم از رويت اوست نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست چه كنم حرف دگر ياد ندادم استاد

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

شكوه اي نيست ز طوفان حوادث ما را دل به دريا زدگان خنده به سيلاب زنند

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

چه كنم، چاره كجاست سهم من دز دل اين ويراني، يك سبد بي تابي است غم من تا به گل لاله ي سرخ، دو شقايق باقيست، ديده ام باراني است كاش آنجا كه دل از عشق سخن ها مي گفت، قلبها سخت نبود كاش در اين دل آشفته تنگ، مهر دربند نبود

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

این منم ، ای غمگساران این منم این شرار سرد خاکستر شده ؟ این منم ای مهربانان این منم این گل پژمرده ی پرپر شده ؟

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

من بت چوبین کهنه معبد عشقم جسم مرا موریانه خورد و خراشید دست ازین پیکر تباه بدارید قالب پوسیده را به خاک مپاشید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

شعله ی آتش عشقم منگر بر رخ زردم همه اشکم همه آهم همه سوزم همه دردم چون سبویی که شکسته ست و رخ چشمه نبیند کو امیدی که دگرباره همآغوش تو گردم

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

بخوان ای چرخ ریسک ! نغمه ات را بران شاخ برهنه ی بی گل و برگ که داری انتظار نو بهاری ولی من این دل بی آرزو را که از شور قیامت هم نجنبد کنم خوش با کدامین انتظاری ؟

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

بخوان ای چرخ ریسک ! نغمه ات را بران شاخ برهنه ی بی گل و برگ که داری انتظار نو بهاری ولی من این دل بی آرزو را که از شور قیامت هم نجنبد کنم خوش با کدامین انتظاری ؟

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

باز از جنون عشق به کوی تو آمدم بیگانگی مکن که به بوی تو آمدم در بر رخم مبند که همچون نگاه شوق با کاروان اشک به سوی تو آمدم از شهر بند عقل به سر منزل جنون این سان به شوق دیدن روی تو آمدم از رفته عذرخواه و ز اینده بیمناک آشفته تر ز حلقه ی موی تو آمدم مانند اشک دور ز دیدار مردمان با سر دویده تا سر کوی تو آمدم