دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*mahsa*

بـــــــدترین کـــــــاری که یه نفــــــر می تــــــونه با دلــــــت بکنــــــه ؛ اینــــــــه کــ... درباره »
*mahsa*
زن - مجرد
امتیاز: 2886

دنبال‌شدگان

(355 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(534 کاربر)

گروه‌ها

(111 گروه)

بازدید

*mahsa*
normal_Avazak_ir-Love (10515).jpg *mahsa*

دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت وهی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است. یکی گفت چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه پشت خود بست و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.

*mahsa*
*mahsa*

یکی نیست بگه اخه رتبه کنکور ما رو میخواین چیکار که نظرسنجی میذارین.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فک میکنن همه راست میگن..

*mahsa*
*mahsa*

باران که می بارد... باید آغوشی باشد... پنجره ی نیمه بازی... موسیقی باران... بوی خاک... سرمای هوا...گره ی کور دست ها و پاها... گرمای عریان عاشقی... صدای تپش قلب ها... خواب هشیار عصرانه...باران که می بارد... باید کسی باشد...

*mahsa*
*mahsa*

می دانم که سرت شلوغ است هر چقدر بخواهی منتظرت می مانم اینجا روی همین پله ها! اما زودتر بیا پایین "خدا جان" این پایین همه با تو کار دارند....!!

*mahsa*
*mahsa*

آرامشــــم ایــــــــن روزها مدیون همین انتظاراتیست که دیــــــــــــــــگر از کسی ندارم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
*mahsa*
*mahsa*

هوا چقدر خوب و دو نفره ست ... من هستم و خدا ... و در جاده ی زندگی ، صورتم مهمان نسیمی که معطر شده از امید ... به خودم میگم : هیچ چیز ارزش این رو نداره که دستم رو از دستان مهربون خدا بکشم بیرون و بگذارم تو دست غیر خدا ... راستی اونکه دستان مهربان خدا رو به غیر او فروخت غیر از افسوس چه چیزی رو بدست آورد ؟

*mahsa*
*mahsa*

می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ... !!

*mahsa*
*mahsa*

گاهی که میرسم به تَهِ تَه ِخط گرفتاریهام همونجا که حرفی نمی مونه جز شکایت کردن چشمامـو میبندم و به بعضی آدمـهـای دیگر فکــر میکنم ... به آدماے گرفـــتار تر، مـــریض تر، تنـــهاتر ... خدایا شکــــرت ...

*mahsa*
*mahsa*

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود . عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود و معنای خداحافـظ، تا فردا بود ... !

*mahsa*
*mahsa*

بازی قایم موشک رو تو بچگی یاتون میاد چشم میذاشتیم و می شمردیم تا پنجاه ... 47 - 48 - 49 - 50 ، بیام ؟ ... اومدما ... و میرفتیم دوستی رو که پنهان شده پیدا کنیم ... باید همه جا رو می گشتیم . بزرگ شدیم و کودکی هامون فراموشمون شده گویا ؛ که هنوز یک دوست غایب از نظر داریم ... دوستی که به زبون میگیم دوستش داریم و میخوایم پیداش کنیم و ببینیمش ، ولی به جستجوش نپرداختیم ...

*mahsa*
*mahsa*

جوانی‌هایت را با بچگی‌هایم پیر کردم ... مرا به موی سپیدت ببخش مادر !!! مرا به موی سپیدت ببخش پدر !!!

*mahsa*
*mahsa*

هر گاه که فکر میکنم برخاسته ام پایم به جایی میخورد و میافتم هر گاه که فکر میکنم که برخاستن کاری است بس دشوار بر میخیزم وبه راهم ادامه میدهم حالا بعد از یک بار دیگر به زمین خوردن برخاسته ام گرد و خاک را از لباسم پاک میکنم ساکم را بر میدارم و به راه می افتم این بار راهی را برمیگزینم که تو در مسیرش نباشی راهی که حتی جای پایت را باد جارو کرده باشد وبویت را باران شسته باشد دیگر وقتی که داری به زمین می خوری به من تکیه نخواهی داد اعتماد در رابطه با تو مفهوم خود را برای چندمین بار از دست داده است و جایش را به تردید داده است . دهانت بوی دروغ میدهد می خواهم از تو متنفر باشم به همین سادگی ...

*mahsa*
*mahsa*

تا توانی رفع غم از چهره ی غمناک کن در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن

*mahsa*
*mahsa*

اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم و یا از روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم اگر از دست من در خلوت خود گریه كردی اگر بد كردم و هرگز به روی خود نیاوردی اگر زخمی كشیدی تو گاهی از زبان من اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من... گناهم را ببخش .... حلالم کن و بعد دعایم کن

*mahsa*
*mahsa*

گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، دیگر نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد ماند!

*mahsa*
*mahsa*

میدونی چرا مردم کلک میزنند و دروغ میگن ؟ بخاطر اینکه اونها میدونند بخشش گرفتن از اجازه گرفتن آسونتره ... متاسفانه

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.