مهشاد
سخت ترين دوراهـي: دو راهي بين فراموش كردن و انتظار است. گاهي كامل فراموش ميكني و بعد ميبيني كه بايد منتظر مي ماندي. و گاهي آنقدر منتظر مي ماني كه ميفهمي زودتر از اينها بايد فراموش مي كردي.....!
مهشاد
آموخته ام که بدون عشق می توان ایثار کرد اما... بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.
مهشاد
دلم باغی پر از ریحان و گل بود به روی رود عشقت مثل پل بود نگاهم کردی و ویران شد این دل مگر چشم تو از قوم مغول بود؟
مهشاد
دلم غرق تماشا بود، رفتی
میان اشک و آه و دود رفتی
کنار حسرتی دیرینه ماندم
بهار من، گل من، زود رفتی
مهشاد
من و باران، من و دریا، من و تو من و شببو، من و فردا، من و تو دوباره عاشقی را میسراییم من و مجنون، من و لیلا، من و تو
مهشاد
مهم نیست در عشق به وصال برسی مهم اینست که لیاقت تجربه کردن یک عشق پاک رو داشته باشی..
مهشاد
نترس باز شروع نمیکنم اصلا تمام نشده که بخواهم شروع کنم
همین دلم برایت تنگ شده را هم به تو نمی گویم
تو راحت باش
من خوبم ....من آرامم......
آخر من قول داده ام که آرام باشم
باورت می شود؟ من خوبم
مهشاد
دلتنگی عین یه مار اومده رو قلبم نشسته هر چند لحظه ... یا چند ساعت گاهی هم چند روز یک بار میآد نیششو فرو میکنه تو قلبم ... گُر میگیرم .. بعد آرووم میشم .. دوباره.................... خاطره
مهشاد
آب و هوای دلم آنقدر بارانیست که رخت های دلتنگی ام را مجالی برای خشک شدن نیست اینگونه است که دلم برایت همیشه تنگ است ...
مهشاد
اگر چه عاشقی پر شور بودیم به خود نزدیک و از هم دور بودیم شب و روز از جدایی میسرودیم من و تو وصلهای ناجور بودیم
مهشاد
کاش دنیا یکبار هم که شده بازیش را به ما می باخت مگر چه لذتی دارد این بردهای تکراری برایش؟!...
مهشاد
از بس خوابت را دیده ام دیگر نمی گویم "خوابم میآید" میگویم "یـــــــارم میآید" وعده ی ما همان رویای همیشگی……………………