دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مهشاد

لایک فراموش نشه/مرسی درباره »
مهشاد
زن - مجرد
امتیاز: 3613

دنبال‌شدگان

(753 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(583 کاربر)

گروه‌ها

(202 گروه)

بازدید

MoZhgan
MoZhgan

آواتارم رو عوض کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یا همین خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
MoZhgan
h68pnyxb0vweqwln181k.jpg MoZhgan

خدایا نامه ام رو به دست امام حسین برسون __________________ سلام امام حسین مهربون من دختری کوچک هستم...!! پدرم جانباز موجی است...!! الان که دارم برای شما نامه می نویسم پدرم خوابیده آرومه آرومه ...!! وقتایی که خوابه میام کنارش وباهاش حرف می زنم...!! امام حسین شنیدم رقیه ی کوچولوت به آسمون ها رفته می خوام بهتون بگم...!! من حاضرم دخترشمابشم...!! به جاش حال بابام رو خوب کنید...!! ازشما خواهش می کنم می دونم که خیلی مهربونید امام حسین ...!! دوستان گلم برای همه بیماران عزیز دعا کنید و قدر سلامتی خودتون رو بدونید...!! این پست برای یادآوری سلامتی خودتون و دعا برای بیماران و همینطور به مناسبت اربعین بود که خودم ...!!مژگان

و 2 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
MoZhgan
1322948629238311_large.jpg MoZhgan

آدم ها دو دسته هستند:...!! یا مادر زاد *گرگ* به دنیا می آیند و یا *بره* متولد می شوند...!! گرگها همیشه *گرگ* می مانند ولی بره ها در نهایت یا به گوسفندی تمام عیار تبدیل می شوند و یا اینکه یاد میگیرند چگونه *گرگ* شوند...!! قسمت جالب ماجرا اینجاست که گرگهای * بره زاده* حریص تر و خونخوارتر از گرگهای * گرگ زاده * می شوند...!! زیرا * گرگ زاده ها * تنها از روی غریزه می درند ؛ ولی * بره زاده ها * از روی عقده حقارت ؛ کینه ؛ نفرت...!! مژگان

و 4 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرِ تنــــها
امیرِ تنــــها

قرار شد با خدا يك عكس يادگاري بگيريم، قرار شد من لبخند بزنم، قرار شد او به آسمان تكيه كند، قرار شد من يك پيراهن صورتي بپوشم، گفتم: خدايا! صورتي دخترانه است! گفت: عاشقانه است! ضمنا قرار شد خدا هم صورتي بپوشد. گفتم: خدايا! صورتي عاشقانه است! گفت: عاشقانه تر سراغ ندارم! قرار شد عكس را در بهشت بگيريم، گفتم: خدايا! مرا به بهشت راه ميدهي؟ گفت: راهت را پيدا كن! قرار شد من در عكس نشسته باشم، قرار شد خدا ايستاده باشد، گفتم: خدايا! خسته نمي شوي؟ گفت: وقتي تو نشسته باشي خسته نمي شوم! قرار شد اين عكس را قاب بگيريم، گفتم: خدايا! قابش از چوب است يا طلا؟ گفت: مهم نيست قابش چه باشد، مهم آن است كه كجا آويزانش كني! گفتم: خدايا! كجا قاب را بياویزيم؟ گفت:در دلت! بالاي سر عشق!

و 20 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
MoZhgan
1320228662534294_large.jpg MoZhgan

هنوز بچگانه نقاشی می کشم...!! آدمک های من گردن های باریک...!! دستانی خالی...!! دهانی بسته دارند...!! یکروز تصمیم می گیرم...!! نقاش بزرگی شوم...!! آن وقت...!! *گوسفندی* را می کشم...!! که بوی *گرگ* می دهد...!! مژگان

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مهشاد
مهشاد

غضنفر هی نگاه به گوشیش میکرده و میخندیده ، بهش میگن اس ام اس اومده ؟ میگه آره ، میگن چیه ؟ میگه یکی هی اس ام اس میده Low Battery !!!

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
f20583b068389d24d262ca0b71e84fec.jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

@مهشاد آن روز که به دنیا آمدی ، یک نفر بودی برای یک دنیا ، ولی حالا یه دنیا هستی مال من . .........

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهشاد
مهشاد

زندگی کوتاهتر از آن است که به خصومت بگذرد و قلبها گرامی تر از آنند که بشکنند فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم پس بیایید کارت سوختمان را به یکدیگر بدهیم..

مهشاد
مهشاد

دانشجو گر عاشق شود بي پرده مشروط مي شود، چيزي شبيه حذف ترم با عشق ممكن مي شود!

مهشاد
مهشاد

زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آرم!

مهشاد
مهشاد

روزي خواجه اي در ميان دسته اي از عوام، اندر فوايد سحرخيزي سخن مي راند كه: ايهاالناس! همانند من كه همواره صبح زود از خواب برمي خيزم عمل كنيد كه فوايد بسياري بر آن مترتب است. بهلول در آن جمع بود، گفت: اي خواجه! تو از خواب برنمي خيزي، از رختخواب برمي خيزي! و ميان اين دو تفاوت از ارض تا سماء است..؟!

مهشاد
مهشاد

کوتاه ترين فاصله براي گفتن دوست دارم فقط يه لبخنده.. . . . حالا ديگه نگفتم نيشتو تا بناگوش باز كن كه..! اه اه اه! چه بدم مي خندي!

مهشاد
مهشاد

يكي از نديمان خاص هارون الرشيد از محلي مي گذشت كه بهلول ندانسته تنه اي بدو زد. نديم در خشم شد كه:احمق! ميداني من چه كسي هستم؟ گفت:آري، نيك مي دانم چون تو را قبلا هم ديده ام. گفت:كجا؟ گفت:در دارالمجانين!!* نديم نعره برآورد كه:مردك نادان! من در بارگاه هارون مقيمم و نديم خاص اويم. بهلول گفت: من هم كه همين را گفتم...؟!!