مهشاد
هـــمــیــشـــﮧ نـــــﮧ ولــــﮯ گـــاهـــﮯ مــیــاטּ بوـــבטּ و خـــواســتـטּ فـ ـاصـلـــﮧ مـــﮯ اُفــتــב وقـ ـتــهــایـــﮯ هـــســت کــــﮧ کــســﮯ را بـــا تــمـــاҐ وجــــوב میخواهــــﮯ ولــــــﮯ نــــبـــــــایــــב کــنـــارش بــــاشـــﮯ ...
مهشاد
دل آدما، شیشه نیست که روی آن ” هــــــا ” کنیم بعد با انگـــشت قــــلب بکشیم و وایسیم آب شـــدنش رو تماشــــا کنیم و کیـــــف کنیم !!! رو شیشه نـــازک دل آدمـــا اگـــه قلبـــــــــی کشیدی باید مــــــــردونه پـــــــاش وایســــتی...
مهشاد
گفت : جبران میكنم ... گفتمــــ : كدام را ؟؟؟ عمر رفته را ؟ روح شكسته را ؟ دل مرده اما تپنده را ؟ من هیچ . . . تقصیر این تار موهای سپید شده چیست ؟؟؟ نگاهی به سرم كرد و گفت : وای ... خبــــر نداشتم! چــــه پیـــــر شـــدی !!! گفتمـــ : هنوز هم بر این باوری که جبران می كنی ... ؟! گفت : كــ ــدام را میتوانم جبران کنــ ـــم؟!
مهشاد
درزندگی
سه چيز بازنميگردد
زمان،كلمات و موقعيتها.
سه چيزنبايدازدست برود
آرامش،اميدوصداقت
سه چيزقطعي نيست
رؤياها،موفقيت وشانس.
وسه چيزاز باارزشترينهاست
عشق،اعتمادبنفس ودوستان واقعي.
مهشاد
خدایا دستانی را در دستانم قرار ده که پاهایش بادیگری نرود،خدایا کسی را که قسمت دیگریست سر راهمان قرار نده تاشبهای دلتنگی اش برای ما باشد وروزهای خوشش برای دیگری ،خدایا بگذار یک حقیقت ازارم بده تا اینکه یک دروغ خوشحالم کند ،راستی خدایا جای سوره ایبه نام عشق درقرانت خالیست که اینگونه اغاز میگرددد*وقسم به روزیکه قلبت را میشکنندو جز خدایت مرحمی نخواهی داشت *
مهشاد
چه معنـــــى دارد زندگى...!؟ وقتى كه هیچ اتفاقى من و تو را سر راه هم قرار نمى دهد !!
مهشاد
دوست داشتن یک موجود در این است که پیر شدن با او را بپذیریم . . .
(آلبر کامو)
مهشاد
از زندگی نترس.باور داشته باش که زندگی ارزش زیستن را دارد. و این باور به تو کمک می کند تا به آن تحقق بخشی.
مهشاد
بـه آمـار مـشـکـوکـم … جـمـعـیـت دنـیـای مـن دو نـفـر اسـت . . .
مهشاد
حکایت ما آدم ها … حکایت کفشاییه که … اگه جفت نباشند … هر کدومشون … هر چقدر شیک باشند … هر چقدر هم نو باشند تا همیشه … لنگه به لنگه اند … کاش … خدا وقتی آدم ها رو می آفرید … جفت هر کس رو باهاش می آفرید … تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها … به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند…
مهشاد
گل هاي شقايق هرگز نميميرند با تمام وجود شقايق شدنت را ارزومندم
مهشاد
غضنفر برای بار اول نماز خواند گاوش مرد ، روز دوم نماز خواند الاغش مرد ، روز سوم زنش گفت پیاز نداریم گفت خدا شاهده بلند میشم دو رکعت هم خرج تو میکنم.