دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مهشاد

لایک فراموش نشه/مرسی درباره »
مهشاد
زن - مجرد
امتیاز: 3613

دنبال‌شدگان

(753 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(583 کاربر)

گروه‌ها

(202 گروه)

بازدید

مهشاد
مهشاد

این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند."

مهشاد
مهشاد

وقتی چترت خداست بگذار ابر سرنوشت هر چقدر میخواهد ببارد!

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهشاد
مهشاد

از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی..

مهشاد
مهشاد

دلــم زیــادی روشن بــود ــ سوخــت

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهشاد
مهشاد

برایت آرزو می کنم ; آرزوی کسی باشی که آرزویش را داری!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مهشاد
مهشاد

یه آقایی که دکترای ریاضی محض داشته، هر چقدر دنبال کار می گرده بهش کار نمیدن!! خلاصه بعد از کلی تلاش، متوجه میشه شهرداری تعدادی رفتگر بی سواد استخدام می کنه!! میره شهرداری خودش رو معرفی می کنه و مشغول به کار میشه…! بعد از دو سه ماه میگن همه باید در کلاسهای نهضت شرکت کنید! این بنده خدا هم شرکت می کنه!! یه روز معلم محترم در کلاس چهارم، ایشون رو می بره پای تخته تا مساحت یک شکلی رو حساب کنه! تو این فکر بوده که انتگرال بگیره یا نه که می بینه همه دارن داد می زنن: انتگرال بگیر…!!!

مهشاد
مهشاد

آرزوی دو همسر 60 ساله (دیدگاه)

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهشاد
مهشاد

گاهی باید نشنید! چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند: که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد. دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر مدام می گفتند: که دست از تلاش بردارند چون نمی توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد. بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. سر انجام به داخل گودال پرت شد و مرد. اما قورباغه دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که تلاش بیشتر فایده ای ندارد او مصمم تر می شد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد. وقتی بیرون آمد. بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟ معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می کرد که دیگران او را تشویق می کنند.

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهشاد
مهشاد

عده ای قانون را پیاده میکنند که خود سوار شوند…!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهشاد
مهشاد

آسمان هم گاهی دلش میگیرد من که آدمم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهشاد
مهشاد

من هنوز هم ازبازی کلاغ پر ميترسم ! ميترسم بگويم "تو" وتوآرام بگويي پر !

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهشاد
مهشاد

وقتی به یکی زیادی تو زندگیت اهمیت بدی ؛ اهمیتتو تو زندگیش از دست میدی . . . به همین راحتی !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مهشاد
مهشاد

همه زندگيم " درد" است؛ درد... نمي دانم عظمت اين كلمه را درك مي كني يا نه؟ وقتي مي گويم درد، تو به دردي فكر نكن كه جسم انسان ممكن است از يك بيماري شديد بكشد... نه؛ روحم درد مي كند...

مهشاد
مهشاد

یه "دوستت دارم”هایی هم هست …میدونی دروغه ها … ولی قلبت واسه باورش به عقلت التماس میکنه …!

مهشاد
مهشاد

تو کجایی سهراب؟؟آب را گل کردند! چشم ها را بستند و چه با دل کردند! گفته بودی قایقی خواهم ساخت! دور خواهم شد از این خاک غریب! صبر کن سهراب. قایقت جا دارد...؟؟ من هم از همه اهل زمین دلگیرم..........