مهشاد
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم / گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم / پرپروانه شکستن هنر انسان نیست / گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم / یادمان باشد اگر شاه گلی را چیدیم / وقت پرپر شدنش سازو نوایی نکنیم / یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند، طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم
مهشاد
یک دوست واقعی کسی هست که وقتی زمین میخوردی، میاد و دستت رو میگیره و از زمین بلندت میکنه البته بعد از اینکه خندیدنش تموم شد !
مهشاد
این روزها حتی اگر خون هم گریه کنی عمق همدردی دیگران با تو یک کلمه است : “آخی” !
مهشاد
استادی که در نمره دادن دست و دلبازی نمیکند، به عمه و مادرش خیانت کرده است ! عمة النصایح. جلد اول ، صفحه ۷۰۵
مهشاد
خداهم که باشی ، بازهم یک عده ازتو ناراضی هستند اما از بچه های مردم همه راضی اند
مهشاد
بدم میاد از اینایی که وقتی دارن از طرفشون جدا میشن براش آرزوی خوشبختی می کنن ! داری میری برو دیگه فیلم بازی نکن . . .
مهشاد
برای دوست داشتن فقط کمی وقت لازمه ، اما برای نفرت گاهی فقط یک حادثه یا یک ثانیه کافیه . . . !
مهشاد
اگه خاطرخواه زیاد داری معنیش این نیست که فوق العاده
بی نقصی شاید خیلی ارزون قیمتی !
مهشاد
آدم ها عادت می کنند ! به هر چیزی ! حتی به خنجر هایی که از پشت می خورند !
مهشاد
تیغ روزگار شاهرگ ” کلامم ” را چنان بریده ، که سکوتم ” بند ” نمی آید !
مهشاد
انسان موجودیست که زیاد موجود نیست !
مهشاد
باران همیشه می بارد، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند ، نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن . . .
مهشاد
خواهش میکنم ، بی حوصلگی هایم را ببخش ، بدخلقی هایم را فراموش کن ، بی اعتنایی هایم را جدی نگیر ! در عوض من هم تو را می بخشم که مسبب همه ی اینهایی . . .
مهشاد
راستـش را بگو : نکند تو همان “این نیز” هستی که همیشه می گذری .