دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مهشاد

لایک فراموش نشه/مرسی درباره »
مهشاد
زن - مجرد
امتیاز: 3613

دنبال‌شدگان

(753 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(583 کاربر)

گروه‌ها

(202 گروه)

بازدید

مهشاد
مهشاد

اگر چه عاشقی پر شور بودیم به خود نزدیک و از هم دور بودیم شب و روز از جدایی می‌سرودیم من و تو وصله‌ای ناجور بودیم

مهشاد
مهشاد

کاش دنیا یکبار هم که شده بازیش را به ما می باخت مگر چه لذتی دارد این بردهای تکراری برایش؟!...

مهشاد
مهشاد

از بس خوابت را دیده ام دیگر نمی گویم "خوابم می‌‌آید" می‌گویم "یـــــــارم می‌‌آید" وعده ی ما همان رویای‌ همیشگی……………………

مهشاد
مهشاد

غضنفر هی نگاه به گوشیش میکرده و میخندیده ، بهش میگن اس ام اس اومده ؟ میگه آره ، میگن چیه ؟ میگه یکی هی اس ام اس میده Low Battery !!!

مهشاد
مهشاد

زندگی کوتاهتر از آن است که به خصومت بگذرد و قلبها گرامی تر از آنند که بشکنند فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم پس بیایید کارت سوختمان را به یکدیگر بدهیم..

مهشاد
مهشاد

دانشجو گر عاشق شود بي پرده مشروط مي شود، چيزي شبيه حذف ترم با عشق ممكن مي شود!

مهشاد
مهشاد

زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آرم!

مهشاد
مهشاد

روزي خواجه اي در ميان دسته اي از عوام، اندر فوايد سحرخيزي سخن مي راند كه: ايهاالناس! همانند من كه همواره صبح زود از خواب برمي خيزم عمل كنيد كه فوايد بسياري بر آن مترتب است. بهلول در آن جمع بود، گفت: اي خواجه! تو از خواب برنمي خيزي، از رختخواب برمي خيزي! و ميان اين دو تفاوت از ارض تا سماء است..؟!

مهشاد
مهشاد

کوتاه ترين فاصله براي گفتن دوست دارم فقط يه لبخنده.. . . . حالا ديگه نگفتم نيشتو تا بناگوش باز كن كه..! اه اه اه! چه بدم مي خندي!

مهشاد
مهشاد

يكي از نديمان خاص هارون الرشيد از محلي مي گذشت كه بهلول ندانسته تنه اي بدو زد. نديم در خشم شد كه:احمق! ميداني من چه كسي هستم؟ گفت:آري، نيك مي دانم چون تو را قبلا هم ديده ام. گفت:كجا؟ گفت:در دارالمجانين!!* نديم نعره برآورد كه:مردك نادان! من در بارگاه هارون مقيمم و نديم خاص اويم. بهلول گفت: من هم كه همين را گفتم...؟!!

مهشاد
مهشاد

عاشق و مجنونت شدم .نخونده مهمونت شدم. کلي پريشونت شدم. شمع تو شمدونت شدم .خاک تو گلدونت شدم . خادم دربونت شدم . عمري غزل خونت شدم.. . . . اما چون پول نداشتم گفتي برو گور بابات..؟!

مهشاد
مهشاد

بهلول را گفتند:فلانكس را مي شناسي؟ گفت آري. گفتند چگونه مردي است؟ گفت نيمي خوب است و نيمي بد! پرسيدند يعني چه؟! گفت:يعني با چشمانش واقعيت ها را مي بيند و با پاهايش از آنها مي گريزد..؟!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مهشاد
مهشاد

نازكتر از بلورم و نرم تر از حرير.. اگر هم قصد شكستن داري، سنگ بي انصافيست!