مهشاد
شخصی می گفت من شانزده سال دارم... بزرگی به او خرده گرفت که نباید بگویی شانزده سال دارم باید بگویی شانزده سال را دیگر ندارم... راستی شما چند سالتونه ؟
مهشاد
گاهی وقتا به جای خاموشی در جواب ابلهان ، باید یه مشت بخوابونی زیر چشمش! چون آدمی که ابله باشه ، معنی اون سکوت رو هم نمیفهمه...
مهشاد
گاهي بي هوا دلم هوايت را مي کند هواي تو تويي که هيچوقت هوايم را نداشتي
مهشاد
بازي روزگار را نمي فهمم!
من تو را دوست مي دارم
تو ديگري را...
ديگري مرا...
و همه ی ما تنهاييم...
مهشاد
گاهی باید خلوت کسی را شکست تا بداند بیادش هستی..!
مهشاد
چه شتابیست به راه، شاید آن نقطه ی نورانی چشم گرگان بیابان باشد..!
مهشاد
لباسها در آب کوتاه میشوند و برنج ها دراز. در درازای زندگی برنج باش و در پهنای آن، لباس. واگر عمق این پند را نفهمیدی, بدان که تنها نیستی!
مهشاد
خدایا دوزخم فرداست، چرا امروز میسوزم؟!
مهشاد
آب نریختـــــم که برگردی
آب ریختـــــم تـــا پاک شود
هر چه رد پای توست …..از زنـــدگی ام…!
گریه" تر "میکنه
باید مهربان "تر" میشدی
گناه نامهربانیت به گردن گریه نینداز
مهشاد
وصیت نامه جالب و زیبای حسین پناهی !!!! ...(دیدگاه)
مهشاد
من از تکرار متنفرم
نمیخواهم روزهایم تکراری باشند
تغییرشان میدهم
هر روز غمی جدید را امتحان میکنم
... هر روز ماتمی نو را آغاز میکنم ...
امروز به یاد تنهایی هایم آغاز می شود
فردا به یاد دلتنگی هایم
فردایش به یاد آرزوهای باد برده ام
فردایش به یاد نداشته هایم .. جدایی هایم
دردهایم .. زخم هایم .. دل شکستگی هایم ..
آه .. میتوانم سالها متنوع زندگی کنم .. بدون تکرار
چه شیرین ...!!!
مهشاد
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند... ستایش کردم ، گفتند خرافات است... عاشق شدم ، گفتند دروغ است... گریستم ، گفتند بهانه است.... خندیدم ، گفتند دیوانه است... دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم .
مهشاد
زمانیکه خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شدند، پیر شدنت شروع می شود...
مهشاد
هیچ خاری در سایه ی گل ، احساس خواری نمی کند

14 سال و 8 ماه و 8 روز و 23 ساعت و 9 دقيقه قبلعمر گران میگذر خواهی نخواهی..................
14 سال و 8 ماه و 8 روز و 23 ساعت و 7 دقيقه قبلمن که متحول شدم.....
14 سال و 8 ماه و 8 روز و 23 ساعت و 4 دقيقه قبل
14 سال و 8 ماه و 8 روز و 22 ساعت و 59 دقيقه قبل