مهشاد
میدونی محبت یعنی چی ؟ م = من ح= حالا ب= به یاد ت = توام
مهشاد
دوستی شوخی سرد آدمهاست ...بازی شیرین گرگم به هواست... واسه كشتن غرور من و تو ... دوستی توطئه ثانیه هاس
مهشاد
خدایا حكمت قدمهایی را كه برایم بر میداری آشكار كن تا درهایی را كه به سویم میگشایی ندانسته نبندم و درهاییكه به رویم میبندی به اصرار نگشایم
مهشاد
وقتی چترت خداست بگذار ابر سرنوشت هرچه میخواهد ببارد
مهشاد
مرا به دار آویختند تا نامت را از یاد ببرم اما چه ساده اند این ساده اندیشان که نمیدانند نام تو حک شده ی قلب من است
مهشاد
چقدر سخته یکی بهت بگه گل باش بچینمت! بعد یه عمر بهت بگه برو نمیخوام ببینمت
مهشاد
توی جاده ای که انتهاش معلوم نیست پیاده یا سواره بودنت فرقی نمی کنه، اما اگه همراهی داشته باشی که تنهات نذاره ،بی انتها بودن جاده برات آرزو میشه ......
مهشاد
احساسم را به دار اویختم...
منطقم را به گلوله بستم...
لعنت به هر دو...
که عمری بازی ام دادند...
دگر بس است...
می خواهم کمی به چشمانم اعتماد کنم...