اون روزی رو که به دنیا اومدی خوب یادمه:>>>{ #7_ماه_و_21_روز پیش ساعت 2و نیم نصفه شب بود.../ که:>( بهم خبر دادن پا گذاشتی به این دنیا که #اگه_چشات_رو_باز_کنی_پر_از_زیباییه...!!!) و از همون لحظه بود که:>>> شدی همه دنیام....!!!!} برام خیلی سخت بود که تا نزدیکای یه ماهگیت از #فرشته_ای_مثل_تو دور باشم ولی به اینکه #سالم ببینمت می ارزید.../ دیر به دیر میبنمت ولی:>>>{ یه لحظه هم شک نکن که:>> #نفسم_به_نفست_بنده.../ پس همیشه باش تا باشم} الان دلتنگی هامو اینجا برات مینویسم{#تو_خود_خود_دنبالر...!!} تا بعد ها که بزرگتر شدی:>> بیای اینجا و بخونیشون شاید اونموقع #دایی_ای_نباشه که نازت رو بکشه.../ شاید اونموقع داییت زیر یه مشت خاک باشه.../ {نمیخوام تلخش کنم} و یا شایدم اونموقع کنارت باشمو با هر #ناز_نگات و صدای خنده هات به عمرم اضافه شه..../خدایا برام حفظش کن و لبخندو هیچ وقت از لبش محو نکن{که میدونم #تا_خودش_نخواد_تو_نمیخوای...!!!}
بیان همه ی رتبه ها و امتیازا و برترا رو حذف کنن ولی بزارن تو این قضایا بیشتر آزاد باشیم یعنی که چی فقط 2500 نفر رو بتونیم دنبال کنیم مگه قبلا که نا محدود بوده مشکلی پیش اومده
اینکه:>>>{ روز به روز #امکانات جدیدی اضافه بشه #خوبه..../ ولی اگه بخواد به همون نسبت #محدود هم بشی....!!!} دیگه چه فایده ای داره/ بهم ثابت شده:>>{ نمیشه از محدودیت #فرار کرد...!!} هر جایی محدودیت وجود داره ولی به شکلای مختلف که با بعضیاشون #مجبوری_زندگی_کنی/ فرار چاره کار نیست..!!{#اعتراض بکنی شاید کاری نکنن ولی حداقلش خودت #سبک_میشی و یه #احساس_رضایت بهت دست میده...!!} {همراه با کمی #احساس_ناتوانی(حقیقت تلخ تلخ...!!!)}
دیگه #میترسم شبای احیا برم مراسم برای بقیه #دعا کنم:>>>>{ بد خاطره ای تو ذهنم ابدی شد....! دیشب خوش و خرم برای سلامتی #مادر جوون #رفیقمون دعا کردیم/: که حالش بهتر شه... (امروز رفتیم #مراسم_خاکسپاریش)...!!!!}{اینجاست که باید گفت:>> چه بد کرداری ای چرخ....!!!} تازه فهمیدم رفیقم عجب صبری داره/یا شایدم بنده خدا تو شوک بوده اصلا امروز سر خاک:>>{ هیچ عکس العملی نداشت(خیلی آروم قرآن میخوند و ترجمش رو زمزمه میکرد...)} بیچاره داداش کوچیکش که از الان باید #خلاء_بی_مادری رو حس کنه....!!! الان اونایی که مادرشون رو از دست دادن خوب درک میکنند.... وظیفم میدونستم ازش یادی کنم حتی شده تو #دنیای_مجازی....!! {#شادی_روح مادر رفیق ما#صلوات}
سوگند جان.../
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 18 ساعت و 10 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 18 ساعت و 9 دقيقه قبلبرن حرفاشون رو بزنن هر چی خودشون تصمیم گرفتن.../
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 18 ساعت و 9 دقيقه قبلباشه واستا عکساش رو الان بهت خطاب میدم ببین پسرم چه چیزی یه

12 سال و 10 ماه و 26 روز و 18 ساعت و 5 دقيقه قبلبعد عکسا رو نشون هانا خانم بده
باشه داش.../
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 18 ساعت و 2 دقيقه قبل