اون روزی رو که به دنیا اومدی خوب یادمه:>>>{ #7_ماه_و_21_روز پیش ساعت 2و نیم نصفه شب بود.../ که:>( بهم خبر دادن پا گذاشتی به این دنیا که #اگه_چشات_رو_باز_کنی_پر_از_زیباییه...!!!) و از همون لحظه بود که:>>> شدی همه دنیام....!!!!} برام خیلی سخت بود که تا نزدیکای یه ماهگیت از #فرشته_ای_مثل_تو دور باشم ولی به اینکه #سالم ببینمت می ارزید.../ دیر به دیر میبنمت ولی:>>>{ یه لحظه هم شک نکن که:>> #نفسم_به_نفست_بنده.../ پس همیشه باش تا باشم} الان دلتنگی هامو اینجا برات مینویسم{#تو_خود_خود_دنبالر...!!} تا بعد ها که بزرگتر شدی:>> بیای اینجا و بخونیشون شاید اونموقع #دایی_ای_نباشه که نازت رو بکشه.../ شاید اونموقع داییت زیر یه مشت خاک باشه.../ {نمیخوام تلخش کنم} و یا شایدم اونموقع کنارت باشمو با هر #ناز_نگات و صدای خنده هات به عمرم اضافه شه..../خدایا برام حفظش کن و لبخندو هیچ وقت از لبش محو نکن{که میدونم #تا_خودش_نخواد_تو_نمیخوای...!!!}
از همه ِ دوستان ِ عزیزی که لطف داشتن بهم و نظر دادن واقعا سپاسگزارم . هدف جمع کردنتون بین ِ هم بود و بس و ی ِ #لبخند ِ ساده ... تا #پاییز میخوام ی ِ دکلمه قشنگ آماده کنم یکم کیفیتش از این بهتر . به امید ِ دیدار ِ مجدد : )
بازم طرف ِ ما بیایید من این نظر گذاشتن و نوشته های ِ دوستای ِ عزیزی مث ِ تک تک تون رو به هیچ کدوم از این لایک بی ارزش نمیدم و بس ...
همه مزه ِ این دنیای ِ مجازی به اینه تا وقتی هستیم کنار ِ همدیگه هستیم درست زندگی کنیم و بگیم و بخندیم تا روزای ِ بد
رخت بکننه از دنیامون ... #آرزوم برای ِ همگی تون وقف شدن ِ لحظه های ناب ِ بر دل و جان ِ تون ...
سپاسگزار ِ تک تک تون ب ِ خاطر ِ نگاه ِ قشنگتون ...
#هرزه به اونی نمیگن که هر شب جای ِ خوابش رو عوض میکنه با ی ِ غریبه جدید .!.!.! هرزه به اونی میگن که هر روز #دوست-داشتن ِ رو واسه هر کی از راه نرسیده خرج میکنه و اصن فرقی ما بین ِ ناموس و غیر ِ نمیزاره ... حتی اگه مزدوج باشه ، فرقی نداره ی ِ هرزه اگه نخ نما هم بشه بازم شده حتی با زبونش هرز میپره ... #دوست-دارم گفتن پُر ِ از ی دنیای مسئولیت ِ سنگین و حس ِ ناب ... کاش ارزون نفروشیم که بشیم مث ِ هر.ز.ه... ِ ... صرفا جهت ِ اطلاع هرزه میتونه ی مثلا #آدم باشه هم #حوا ... : )! فاصله بین ِ انسانیت تا هرزگی مث ِ فاصله بین ِ عقل تا احساس ...
#قبلا:>>>>{به وجود #شکست_عشقی اعتقاد داشتم/... ولی الان نه(یا حداقل اونموقع ها #پایان_یه_رابطه_بی_سر_و_ته رو شکست عشقی صدا میزدم..../)..!!!} الان فهمیدم{#بعد_از_اومدنش_تو_زندگیم (نمیگم عشقو تجربه کردم حداقلش خیلی چیزا ازش یاد گرفتم و ممنونم ازش{اولیش از منش گذشت تا من از منم بگذرم و این برای من یعنی تهش.../})} که عشق شکستی توش نیست.../ تو #هوس هست../! تو یه رابطه هدف دار هستش.../ تو یه #بازی_بچه_گانه که دو تا طفل که هیچ دید درستی از هیج چیز پیدا نکردن هستش...!!! {توی عشق #مجازی و #خیابونی یا حتی #پارکی هم میتونه باشه.../ تو همه اینا شکست هست #بلا_شک...!!} ولی تو یه احساس واقعی و کامل و به دور از همه ی خط قرمز ها نیستش اون یه احساس پاکه یه چیزایی تو مایه های حس مادری.../ {#پاک.../ پاک.../ پاک.../}
#بعضیا اشتباهی وارد یه #رابطه میشن:>>>{ و یا #سعی_میکنن یه رابطه رو ایجاد کنند}/ دلیل #شکست خوردن #بیشتر_رابطه_ها هم اینه که:>>>>{ خیلیا نمیدونن دارن وارد یه جاده میشن که ممکنه توش #مشکلات_کوچیک_و_بزرگ زیادی باشه/ ولی انتهاش میرسه به عشق و خیلی چیزای دیگه نه همون #اولش ......}/ به خاطر همین اوایل هر رابطه ای اینقدر خوبه که لیلی و مجنون رو به یادمون میندازه.../ یه مدت که گذشت تازه خود واقعی خودشون رو نشون میدن...!!!! تازه میفهمیم که طرف مقابلمون به درد #خاله_بازی هم نمیخوره چه برسه به این که بخواد همسفرمون باشه/ اونموقس که:>>>>{ باید بهش بگی: (عزیزم برو یه گوشه بشین یه نقاشی خوشگل بکش تا من بیام چون #کارگردانی یه زندگی اصلا بهت نمیاد و یه کم بیشتر از خیلی #از_سرت_زیادیه...!!)}
سوگند جان.../
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 11 ساعت و 50 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 11 ساعت و 49 دقيقه قبلبرن حرفاشون رو بزنن هر چی خودشون تصمیم گرفتن.../
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 11 ساعت و 49 دقيقه قبلباشه واستا عکساش رو الان بهت خطاب میدم ببین پسرم چه چیزی یه

12 سال و 10 ماه و 26 روز و 11 ساعت و 44 دقيقه قبلبعد عکسا رو نشون هانا خانم بده
باشه داش.../
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 11 ساعت و 41 دقيقه قبل