محمد مهدی
♥شمع داني که دم مرگ به پروانه چه گفت؟... گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد... گفت طولي نکشد تو نيز خاموش شوي...
محمد مهدی
قاصدک شعر مرا از بر کن،برو آن گوشه باغ،سمت آن نرگس مست،و بخوان در گوشش،وبگو باور کن،یک نفر یاد تو را،لحظه ای از یاد نخواد برد....
محمد مهدی
هیچکس با من نیست !...مانده ام تا به چه اندیشه کنم...مانده ام در قفس تنهایی...در قفس میخوانم... چه غریبانه شبی ست... شب تنهایی من!...
محمد مهدی
از بس خوابت را دیده ام دیگر نمی گویم "خوابم میآید" میگویم "یـــــــارم میآید" وعده ی ما همان رویای همیشگی……………………
محمد مهدی
فقط یه ایرانی میتونه شامپو رو تو یه هفته تموم کنه
و تهش رو با آب قاطی کنه و یک ماه بیشتر استفاده کنه !
محمد مهدی
چه سخت است ، تشیع عشق بر روی شانه های فراموشی و دل سپردن به قبرستان جدایی وقتی میدانی پنج شنبه ای نیست ، تا رهگذری ، بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند...
محمد مهدی
تو را به رخ تمام شقایق ها میکشم و میگویم : تا گل من هست زندگی باید کرد . . . !
محمد مهدی
بی تفاوت باش .. به جهنم ! مگر دریا مُرد از بی بارانی ؟!
محمد مهدی
من همان شبان ِ عاشقم سینه چاک و ساکت و غریب بی تکلّف و رها در خراب ِ دشتهای دور ساده و صبور یک سبد ستاره چیده ام برای تو یک سبد ستاره کوزه ای پُر آب دسته ای گل از نگاه ِ آفتاب یک رَدا برای شانه های مهربان تو! در شبان ِ سرد چارُقی برای گامهای پُر توان ِ تو در هجوم درد... من همان بلال ِ الکنم ، در تلفظ ِ تو ناتوان وای از این عتاب! آه....
محمد مهدی
هــی پـشـت ِ پـنـجــره می آیـم شـایـد ، نـشــانـی از تـــو بـجــویــَم هــی پـشت ِ پنجـــره می آیم شاید ، شـمـیـم ِ پـیـرهـنـت را کالسـکـه ی نـســیــم ، فـرو آرَد ... هــی چـشـم ِ خـود ، بـه جــادّه می دوزم زان دور دست ِ سـاکـــت و وَهــم آلـــود گــــرد و غـبــار ِ پــای ِ ســـواری نیـسـت ؟ آیـــا ، کبــوتــر ِ صـحـرایــی زانـســوی ِ ابــری ِ بــارانــی مـکـتــوب ِ یــار ؛ نـیـاورده ســت ؟ .....
محمد مهدی
رفته بودم امتحان رانندگی بعد اینکه ماشین رو روندنم... سرهنگ گفت : هفته بعد بیا برای تکمیل پرونده ... گفتم : یعنی تو گواهینامه قبول شدم...! گفت:... پـَـــ نــه پـَـــ ..... تو اردوی تیم ملی قبول شدی.
محمد مهدی
امروز پیراهنم بدجور بوی مرگ می دهد من و اقای مرگ خیلی وقت است با هم تنها شده ایم در این شبها ستاره ها را می شماریم و باهم دو فنجان چای داغ می خوریم متاسفم جای تو نیست این اتاق دونفر است !
سوگند جان.../
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 17 ساعت و 50 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 17 ساعت و 49 دقيقه قبلبرن حرفاشون رو بزنن هر چی خودشون تصمیم گرفتن.../
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 17 ساعت و 49 دقيقه قبلباشه واستا عکساش رو الان بهت خطاب میدم ببین پسرم چه چیزی یه

12 سال و 11 ماه و 1 روز و 17 ساعت و 44 دقيقه قبلبعد عکسا رو نشون هانا خانم بده
باشه داش.../
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 17 ساعت و 41 دقيقه قبل