محمد مهدی
من که گفتم اين بهار افسردني است / من که گفتم اين پرستو مردني است من که گفتم اي دل بي بند و بار / عشق يعني رنج ، يعني انتظار آه عجب کاري به دستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد دل . . .
محمد مهدی
نميخوام به جزمن دوست دار ديگري باشي نميخواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي نميخواهم صفاي خنده ات را ديگري ببيند نميخواهم كسي نامش،برلبهاي توبنشيند نميخواهم به غيرازمن بگيرد دست تودستي نميخواهم كسي يارت شوددرراه اين هستي
محمد مهدی
سلام خدا جون … میدونم ازم دلخوری ، میدونم چند وقته بهت سر نزدم ، میدونم چند وقته فراموشت کردم ! خدا جون میخوام واست از دلتنگیم بگم ، میدونم مثه همیشه سنگه صبورمی .. دلم خیلی گرفته ، این بار نه از دور و بریهام ، نه از دنیا ، از خودم !! یه مدته حضورت توی لحظه های بودنم احساس نمیشه ! یه مدته بودنت توی زندگیم کمرنگ شده ! یه مدته از گناه ابایی ندارم ! یه مدته دیگه از سنگینی نگاهت شرم ندارم ! یه مدته توی مرداب زندگی غرق شدم ! یه مدته بنده ی ناسپاس شدم ! یه مدته مغرور شدم ! خدا جون نمیدونم چرا دیگه صدای اذونت آرومم نمیکنه ! یه مدته شنیدن صدای “الله اکبر ” اذونت مضطربم میکنه ! اظطراب از فاصله ی افتاده بین من و تو خدا جون … تو کمکم کن !! نذار از تو تهی بشم ، نذار با نبودنت بمیرم !
محمد مهدی
از این بن بست بی فردا رهایم کن از این دیروز و امروزها رهایم کن از این صحرای بی باران رهایم کن از این مرداب ماندنها رهایم کن از این شبهای بی تابی رهایم کن از این خواب پریشانی رهایم کن از این دریای طوفانی رهایم کن از این امواج سوزانی رهایم کن از این دنیای دلتنگی رهایم کن از این روزای تکراری رهایم کن از این بی تو بودنها رهایم کن از این دلهره نبودنها رهایم کن
محمد مهدی
پس پنجره فصل پائیزیه.. داره دست تکون میده ابرسیاه هوا سردو غمگین و بارونیه.. درست مثل من توی این لحظهها
محمد مهدی
می گویند ، زمان طلاست... اما من چشیدم.. دروغ میـگویند.. زمان آتـش است ... !! گـذرا نیـست... ثانیـه به ثانیـه اش میـسوزاند ، و تا به شعله ات نکشد ، نمی گذرد ...!
محمد مهدی
میروم تا خودم را خالی کنم از خاطراتی که کم کم دارد شعور شکسته ام را به تلی از خاکستر عمر تبدیل میکند میروم اما کجا نمیدانم !!!به نظر شما کجا برم؟
محمد مهدی
راه آشتی را کسی باید بیابد که خود سبب جدایی شده است
محمد مهدی
یاد اون روزها بخیر. وقتى من بچه بودم، مادرم یک تومن به من مى داد و مرا به فروشگاه مى فرستاد و من با ٣ کیلو سیب زمینى، دو بسته نان، سه پاکت شیر، یک کیلو پنیر، یک بسته چاى و دوازده تا تخم مرغ به خانه برمى گشتم. اما الان دیگه از این خبرها نیست... !همه جا توى فروشگاه ها دوربین گذاشته اند
محمد مهدی
کسی میدونه که درسای پیش نیاز جز معدل حساب میشه یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
محمد مهدی
میدونم، شمام وقتی باباتون میاد بالا سرتون سر کامپیوتر وای میسته، همه چیو مینیمایز میکنید الکی تو دسکتاپ میچرخین !!!
محمد مهدی
سلامتی اون پسری که ۱۰۰ تا دختر قشنگتر از دوست دخترش بهش پا میدن… ولی اون فقط با سه چهار تاشون دوست میشه
محمد مهدی
نون هم نشدیم یکی از روی زمین ورداره بوسمون کنه.........
سوگند جان.../
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 13 ساعت و 37 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 13 ساعت و 36 دقيقه قبلبرن حرفاشون رو بزنن هر چی خودشون تصمیم گرفتن.../
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 13 ساعت و 36 دقيقه قبلباشه واستا عکساش رو الان بهت خطاب میدم ببین پسرم چه چیزی یه

12 سال و 11 ماه و 1 روز و 13 ساعت و 31 دقيقه قبلبعد عکسا رو نشون هانا خانم بده
باشه داش.../
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 13 ساعت و 28 دقيقه قبل