محمد مهدی
ديرگاهي است در اين تنهايي رنگ خاموشي در طرح لب است . بانگي از دور مرا مي خواند، ليك پاهايم در قير شب است . رخنه اي نيست در اين تاريكي : در و ديوار بهم پيوسته . سايه اي لغزد اگر روي زمين نقش وهمي است ز بندي رسته . نفس آدم ها سر بسر افسرده است . روزگاري است در اين گوشة پژمرده هوا هر نشاطي مرده است . دست جادويي شب در به روي من و غم مي بندد . مي كنم هر چه تلاش، او به من مي خندد . نقش هايي كه كشيدم در روز، شب ز راه آمد و با دود اندود . طرح هايي كه فكندم در شب، روز پيدا شد و با پنبه زدود . ديرگاهي است كه چون من همه را رنگ خاموشي در طرح لب است . جنبشي نيست در اين خاموشي : دست ها، پاها در قير شب است.
محمد مهدی
با شما هستم . اين درها را باز كنيد . من به دنبال فضايي مي گردم . لب بامي ؛ سر كوهي؛ دل صحرايي كه در آنجا نفسي تازه كنم . آه
محمد مهدی
فقط تو ایرانه که وقتی میخوائیم به یه مهمان تعارف بکنیم که تو خونمون راحت باشه میگیم پا شو شلوارتو در بیار…
محمد مهدی
کجای این شب تاریک مانده ای ستارهء من ؟؟
محمد مهدی
و كجایی سهراب؟ آب را گل كردند ،چشم ها را بستند و چه با دل كردند! وای سهراب كجایی آخر؟ زخم ها بر دل عاشق كردند، خون به چشمان شقایق كردند.. تو كجایی سهراب؟ كه همین نزدیكی؛ عشق را دار زدند، همه جا سایه ی دیوار زدند.. وای سهراب كجایی كه ببینی حالا، دل خوش مثقالیست!! دل خوش سیری چند؟! صبر كن سهراب!! قایقت جا دارد؟؟؟
محمد مهدی
می گفتی که دوستم داری به اندازه ی تمام قطره های بارانی که بر صورتت می ریزد! و من نیز دوستت دارم، بدون توجه به چتری که … روی سرت گرفته ای!!!
محمد مهدی
ما می رویم ، عشق می ماند ، پس عاشق باش تا بمانی
محمد مهدی
در سکوت گل جلوه نمودی تا من ، چون خار همیشه در کنارت باشم
محمد مهدی
از پیر مردی پرسیدند : عشق چیست ؟ گفت : آنکه مرا پیر کرد !!!
محمد مهدی
گاهی...هرازگاهی...
که خودمم و خودم،
حس می کنم ...
خودم رو گم کردم.....
لابه لای اینهمه روزمرگی و تکرار و عادت...
.
و بعد،
دلتنگ می شم...
دلتنگ خودم...
محمد مهدی
عشق زائیده تنهائی است و تنهائی زائیده عشق . . .
سوگند جان.../
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 29 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 28 دقيقه قبلبرن حرفاشون رو بزنن هر چی خودشون تصمیم گرفتن.../
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 28 دقيقه قبلباشه واستا عکساش رو الان بهت خطاب میدم ببین پسرم چه چیزی یه

12 سال و 11 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 23 دقيقه قبلبعد عکسا رو نشون هانا خانم بده
باشه داش.../
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 20 دقيقه قبل