دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محمد مهدی

منو همینطور که هستم بپذیر،لقمه ی دهان گیری نیستم پس از من بتی نساز که از بهشت خودت بیای بیرون...باه... درباره »
محمد مهدی
مرد - مجرد
امتیاز: 37665

دنبال‌شدگان

(12926 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1416 کاربر)

گروه‌ها

(380 گروه)

بازدید

محمد مهدی
محمد مهدی

اون روزی رو که به دنیا اومدی خوب یادمه:>>>{ پیش ساعت 2و نیم نصفه شب بود.../ که:>( بهم خبر دادن پا گذاشتی به این دنیا که ...!!!) و از همون لحظه بود که:>>> شدی همه دنیام....!!!!} برام خیلی سخت بود که تا نزدیکای یه ماهگیت از دور باشم ولی به اینکه ببینمت می ارزید.../ دیر به دیر میبنمت ولی:>>>{ یه لحظه هم شک نکن که:>> .../ پس همیشه باش تا باشم} الان دلتنگی هامو اینجا برات مینویسم{#تو_خود_خود_دنبالر...!!} تا بعد ها که بزرگتر شدی:>> بیای اینجا و بخونیشون شاید اونموقع که نازت رو بکشه.../ شاید اونموقع داییت زیر یه مشت خاک باشه.../ {نمیخوام تلخش کنم} و یا شایدم اونموقع کنارت باشمو با هر و صدای خنده هات به عمرم اضافه شه..../خدایا برام حفظش کن و لبخندو هیچ وقت از لبش محو نکن{که میدونم ...!!!}

محمد مهدی
محمد مهدی

ديرگاهي است در اين تنهايي رنگ خاموشي در طرح لب است . بانگي از دور مرا مي خواند، ليك پاهايم در قير شب است . رخنه اي نيست در اين تاريكي : در و ديوار بهم پيوسته . سايه اي لغزد اگر روي زمين نقش وهمي است ز بندي رسته . نفس آدم ها سر بسر افسرده است . روزگاري است در اين گوشة پژمرده هوا هر نشاطي مرده است . دست جادويي شب در به روي من و غم مي بندد . مي كنم هر چه تلاش، او به من مي خندد . نقش هايي كه كشيدم در روز، شب ز راه آمد و با دود اندود . طرح هايي كه فكندم در شب، روز پيدا شد و با پنبه زدود . ديرگاهي است كه چون من همه را رنگ خاموشي در طرح لب است . جنبشي نيست در اين خاموشي : دست ها، پاها در قير شب است.

محمد مهدی
محمد مهدی

من دیگه باید برمتا شب خدا پشت و پناهتون

محمد مهدی
محمد مهدی

با شما هستم . اين درها را باز كنيد . من به دنبال فضايي مي گردم . لب بامي ؛ سر كوهي؛ دل صحرايي كه در آنجا نفسي تازه كنم . آه

محمد مهدی
محمد مهدی

فقط تو ایرانه که وقتی میخوائیم به یه مهمان تعارف بکنیم که تو خونمون راحت باشه میگیم پا شو شلوارتو در بیار…

محمد مهدی
محمد مهدی

کجای این شب تاریک مانده ای ستارهء من ؟؟

محمد مهدی
محمد مهدی

انگار این قسمت ماست که همیشه تنها باشیم.......

محمد مهدی
محمد مهدی

و كجایی سهراب؟ آب را گل كردند ،چشم ها را بستند و چه با دل كردند! وای سهراب كجایی آخر؟ زخم ها بر دل عاشق كردند، خون به چشمان شقایق كردند.. تو كجایی سهراب؟ كه همین نزدیكی؛ عشق را دار زدند، همه جا سایه ی دیوار زدند.. وای سهراب كجایی كه ببینی حالا، دل خوش مثقالیست!! دل خوش سیری چند؟! صبر كن سهراب!! قایقت جا دارد؟؟؟

محمد مهدی
محمد مهدی

سلاااااااااااااااااام بر دوستان عزیز تر از جانم

محمد مهدی
محمد مهدی

می گفتی که دوستم داری به اندازه ی تمام قطره های بارانی که بر صورتت می ریزد! و من نیز دوستت دارم، بدون توجه به چتری که … روی سرت گرفته ای!!!

محمد مهدی
محمد مهدی

چرا دوتا دختر میتونن خیلی راحت تا چند ساعت با هم درد و دل کنن ام پسرا نمیتونن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

محمد مهدی
محمد مهدی

ما می رویم ، عشق می ماند ، پس عاشق باش تا بمانی

محمد مهدی
محمد مهدی

در سکوت گل جلوه نمودی تا من ، چون خار همیشه در کنارت باشم

محمد مهدی
محمد مهدی

از پیر مردی پرسیدند : عشق چیست ؟ گفت : آنکه مرا پیر کرد !!!

محمد مهدی
محمد مهدی

گاهی...هرازگاهی... که خودمم و خودم، حس می کنم ... خودم رو گم کردم..... لابه لای اینهمه روزمرگی و تکرار و عادت... . و بعد، دلتنگ می شم... دلتنگ خودم...

محمد مهدی
محمد مهدی

عشق زائیده تنهائی است و تنهائی زائیده عشق . . .