محمد مهدی
دلم می خواهد در آرامش آغوشت طولانی بمیرم !
محمد مهدی
درنگاهت چیزیست که نمیدانم چیست! مثل ارامش بعداز یک غم،مثل پیداشدن یک لبخند،مثل بوی نم بعداز باران، درنگاهت چیزیست که نمیدانم چیست! من به ان محتاجم!
محمد مهدی
یارو توی کوه داشته قدم میزده یه زمرد پیدا کرده به وزن یازده و نیم کیلوگرم! اونوخ من یه بیست و پنش تومنی توی خیابون دیدم خم شدم وردارم خـِشتـَکم جر خورد...
محمد مهدی
دقت کردین !؟ دل میگه آره، تجربه میگه خفه…!
محمد مهدی
خدایا ... نه صدایش را نازک کرده بود و نه دستانش را آردی پس از کجا باید به گرگ بودنش پی میبردم...
محمد مهدی
سلام که گفتیم هیشکی جوابمونو نداد پس دنبالر به تو میگم خداحافظ خواهشان جوابمو بده تا یه رمقی برام بمونه که دوباره بهت سر بزنم...
محمد مهدی
سلامتی مادرهای قدیم که وقتی لنگه دمپایی رو پرت میکردن طرفمون صاف میامد میخورد تو سرمون!!!
محمد مهدی
راستـش را بگو نکند تو همان “این نیـز” هستی که همیشه می گذری . . . ؟
سوگند جان.../
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 22 ساعت و 6 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 22 ساعت و 6 دقيقه قبلبرن حرفاشون رو بزنن هر چی خودشون تصمیم گرفتن.../
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 22 ساعت و 5 دقيقه قبلباشه واستا عکساش رو الان بهت خطاب میدم ببین پسرم چه چیزی یه

12 سال و 10 ماه و 27 روز و 22 ساعت و 1 دقيقه قبلبعد عکسا رو نشون هانا خانم بده
باشه داش.../
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 21 ساعت و 58 دقيقه قبل