اون روزی رو که به دنیا اومدی خوب یادمه:>>>{ #7_ماه_و_21_روز پیش ساعت 2و نیم نصفه شب بود.../ که:>( بهم خبر دادن پا گذاشتی به این دنیا که #اگه_چشات_رو_باز_کنی_پر_از_زیباییه...!!!) و از همون لحظه بود که:>>> شدی همه دنیام....!!!!} برام خیلی سخت بود که تا نزدیکای یه ماهگیت از #فرشته_ای_مثل_تو دور باشم ولی به اینکه #سالم ببینمت می ارزید.../ دیر به دیر میبنمت ولی:>>>{ یه لحظه هم شک نکن که:>> #نفسم_به_نفست_بنده.../ پس همیشه باش تا باشم} الان دلتنگی هامو اینجا برات مینویسم{#تو_خود_خود_دنبالر...!!} تا بعد ها که بزرگتر شدی:>> بیای اینجا و بخونیشون شاید اونموقع #دایی_ای_نباشه که نازت رو بکشه.../ شاید اونموقع داییت زیر یه مشت خاک باشه.../ {نمیخوام تلخش کنم} و یا شایدم اونموقع کنارت باشمو با هر #ناز_نگات و صدای خنده هات به عمرم اضافه شه..../خدایا برام حفظش کن و لبخندو هیچ وقت از لبش محو نکن{که میدونم #تا_خودش_نخواد_تو_نمیخوای...!!!}
#صادق_خان_هدایت یه جمله ی #معرکه داره.../ که:>>>{ میگه در سرزمینی که سایه #آدم_های_کوچک،/بزرگ شد... در آن سرزمین آفتاب در حال #غروب است....!!!} به بعضیا پر و بال بدی/ فکر میکنن #پرندن میتونند #پرواز کنند:>>>{ البته طفلکیا گناهی ندارنا خودتون بهش این #باور رو دادین/ که میتونه پرواز کنه..} طرفم فکر میکنه دیگه خیلی #گنده شده حساب خودشو از همه سوا میدونه:>>>> {همچی بگی نگی دچار #خود_بزرگ_پنداری میشه...!!}هیچ وقت نزار به این مرحله برسه همون #اول_رابطه :>>>{ شتر مرغ بودن طرف رو بهش گوشزد کن...!!}
نمیشه منکر این قضیه شد:>>>>{ که بعضی از آدما رو #جامعه هرزه بار میاره/ ولی اینم #نمیشه انکار کرد:>>> که اصلا بعضیا #میل_به_هرزه_گی دارن....( حالا به هر دلیلی پر کردن عقده ها،/ #خلا های زندگیشون،/ یا هر دلیلی....!!!)} درباره دسته اول میشه بحث کرد:>>>{ولی دسته دوم از نظر من یه مشت آدمن{#ممکنه_باشن} که:>>>> حتی برای خودشون هم #ارزش_قائل_نیستن..! و کشته ترحمن....!!!{ آدم حساب کردن اینا توهینه به دسته اول...}در ضمن هیچ کس #قدیسه نیست پس اینقدر همه چیز رو #زیر_سوال_نبر که نشون بدی اونا بی گناهن...!!
اینکه:>>>{ روز به روز #امکانات جدیدی اضافه بشه #خوبه..../ ولی اگه بخواد به همون نسبت #محدود هم بشی....!!!} دیگه چه فایده ای داره/ بهم ثابت شده:>>{ نمیشه از محدودیت #فرار کرد...!!} هر جایی محدودیت وجود داره ولی به شکلای مختلف که با بعضیاشون #مجبوری_زندگی_کنی/ فرار چاره کار نیست..!!{#اعتراض بکنی شاید کاری نکنن ولی حداقلش خودت #سبک_میشی و یه #احساس_رضایت بهت دست میده...!!} {همراه با کمی #احساس_ناتوانی(حقیقت تلخ تلخ...!!!)}
مرز بین #آزادی_و_هرزه_گی:>>>>{ خیلی زیاده اصلا هیچ #وجه_اشتراکی با هم نداره...!!!!} بعضیا هستن:>>{البته فقط بعضیا} که/ میخوان با کاراشون این دو راه رو به یه جاده متصل کنن :>>{که همین باعث میشه #ذهنیت_اشتباهی درباره آزادی شکل بگیره/ و تعریف درستی ازش به وجود نیاد...!!!} دوستی که دم از آزادی میزنی تو این زمونه که عقل همه به چشمشونه:>>{ سخته که بخوان #مرز بین آزادگی و هرزه گی رو که تو براشون معنی میکنی رو تشخیص بدن...!! اینقدر گلایه نکن از #عقب_موندگی ماها..!! ما عقب مونده نیستیم برامون سخته که یه زمانی کل جهان تحت تاثیر فرهنگ خودمون بوده حالا ما بریم زیر پرچم اونا...!!!
بعضی وقتا زبون کار ساز نیست باید با عمل نشون بدی ...انسانها دیگران رو میتونن ولی خودشونو نمیتونن گول بزنن ....باید ببینی خدا تو زندگیت کجا قرار گرفته و یادش مارو از گناه ها منع میکنه یا خیلی راحت ازش میگذریم....
اگه از کسی #متنفری:>>>قیدشو بزن=>>>{#آیگنور تو دنیای مجازی>>>#قهر تو دنیای واقعیت(و...خیلی روش های دیگه که حوصلت نمیکشه بهت بگم)..!!!}با اینکه بخوای نفرینش کنی:>>{#آرزوی_نابودیش_رو_بکنی} با این قضیه #کنار_نمیام...!!!{مگه نمیگن #هر_عملی_را_عکس_العملی(قانون ثابت شده)اگه تو بخوای یه نفر نابود بشه:>>> مطمئن باش یکی هم میخواد #تو_نابود_بشی...!!
بیان همه ی رتبه ها و امتیازا و برترا رو حذف کنن ولی بزارن تو این قضایا بیشتر آزاد باشیم یعنی که چی فقط 2500 نفر رو بتونیم دنبال کنیم مگه قبلا که نا محدود بوده مشکلی پیش اومده
سوگند جان.../
12 سال و 11 ماه و 11 ساعت و 31 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 11 ساعت و 30 دقيقه قبلبرن حرفاشون رو بزنن هر چی خودشون تصمیم گرفتن.../
12 سال و 11 ماه و 11 ساعت و 30 دقيقه قبلباشه واستا عکساش رو الان بهت خطاب میدم ببین پسرم چه چیزی یه

12 سال و 11 ماه و 11 ساعت و 25 دقيقه قبلبعد عکسا رو نشون هانا خانم بده
باشه داش.../
12 سال و 11 ماه و 11 ساعت و 22 دقيقه قبل