محمد مهدی
عمریست غم و درد نشانم داده در آتش سینه اش امانم داده رنجور ترین درخت باغش هستم هر بار مرا دیده تکانم داده
محمد مهدی
در راه تو بی اراده رفتن خوب است در چشم تو بی افاده رفتن خوب است جایی که همه فکر سواری هستند دنبال دلم پیاده رفتن خوب است
محمد مهدی
پاییز شدم تا تو بهارم بشوی پرونده ی سبز روزگارم بشوی ای عشق چرا مثل دلم زرد شدی؟ من صبر نکردم که دچارم بشوی
محمد مهدی
حرفی نزنی طاقت جنجال ندارم بدجور شکسته ست دلم حال ندارم درهای قفس باز و دلم عاشق پرواز از حس پریدن پرم و بال ندارم
محمد مهدی
یک لحظه سکوت کرد و حرفش را خورد بغضی نفس و گلوی او را آزرد
می خواست که عشق را نمایان نکند اشک آمد و باز آبرویش را برد
محمد مهدی
ای اشک دوباره در دلم درد شدی تا دیده ی من رسیدی و سرد شدی از کودکی ام هر آنزمان خواستمت گفتند دگر گریه نکن مرد شدی
محمد مهدی
امروز برای من شرابی ای عشق هرچند که از پایه خرابی ای عشق یک لحظه اگر حال خوشی می بخشی یک عمر برای دل عذابی ای عشق
محمد مهدی
برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال . بنگر چگونه می افتی؟
محمد مهدی
زندگی دو قسمت است،آنچه گذشته،رویایی بیش نبوده و آنچه هنوز نیامده آرزویی بیش نیست.
محمد مهدی
یکی میگفت دخترا آهن پرستن.... من خودم با این حرفش موافق نبودم ولی میخوام نظر همه تونو بدونم
محمد مهدی
چه کسی به فریاد تنهاییم خواهد رسید...........
محمد مهدی
آفتاب را گر بنظاره بنشینی سایه نتوانی دید!
سوگند جان.../
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 27 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 26 دقيقه قبلبرن حرفاشون رو بزنن هر چی خودشون تصمیم گرفتن.../
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 26 دقيقه قبلباشه واستا عکساش رو الان بهت خطاب میدم ببین پسرم چه چیزی یه

12 سال و 10 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 21 دقيقه قبلبعد عکسا رو نشون هانا خانم بده
باشه داش.../
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 18 دقيقه قبل