mardomsalari
تفنگ های پر برای شلیک به مغزهای پر ساخته شده اند! و مغز های خالی برای پر کردن این تفنگ ها!
mardomsalari
به قبرستان گذر کردم صباحی ..... شنیدم ناله و افغان و آهی _ شنیدم کله ای با خاک میگفت .... که این دنیا نمی ارزد به کاهی
mardomsalari
دلا خوبان دل خونین پسندند ..... دلا خون شو که خوبان این پسنند _ متاع کفر و دین بی مشتری نیست ..... گروهی آن گروهی این پسندند
mardomsalari
غم و درد دل مو بی حسابه ..... خدا دونه دل از هجرت کبابه _ بنازم دست و بازوی تو صیاد ..... بکش مرغ دلم بالله ثوابه
mardomsalari
ایران ای سرای امید.... بر بامت سپیده دمید_ بنگر کزین ره پر خون.....خورشیدی خجسته رسید_ اگر چه دلها پر خون است.... شکوه شادی افزون است_ سیده ما گلگون است .....که دست دشمن در خون است_ راه ما راه حق راه بهروزی است_ اتحاد اتحاد رمز پیروزی است_ صلح و آزادی جاودانه بر همه جهان_ خوش باد،یادگار خون عاشقان_ ای بهار،ای بهار جاودان در این جهان شکفته باد.
mardomsalari
من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم..... محتسب داند که من این کارها کمتر کنم
mardomsalari
آنکس که زمین و چرخ و افلاک نهاد .... بس داغ که او بر دل غمناک نهاد __ بسیار لب چو لعل و زلفین چو مشک .... در طبل زمین و حقه خاک نهاد
mardomsalari
دروغگوئی و نقش فریب در عشق
mardomsalari
مائیم که اصل شادی و کان غمیم..... سرمایه دادیم و نهاد ستمیم __ پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم ..... آئینه زنگ خورده و جام جمیم
mardomsalari
نمیشه غصه مارو یه لحظه تنها بزاره......نمیشه این قافله مارو تو خواب جا بزاره __ دلم از اون دلای قدیمیه از اون دلاست......که می خواد عاشق که شد پا روی دنیا بزاره __ دوست دارم یه دست ازون بالا بیاد ما دوتا رو..... ببره از اینجا و اونور دنیا بزاره __ بی تو دنیا نمی ارزه و با من باشو بزار ...... همه دنیا منو همیشه تنها بزاره
mardomsalari
"هر فردی باید قادر باشد بر خوب و بد اعمال خودش قضاوت کند و به انتقاد و بازبینی رفتار خود بنشیند. آموزش در این مورد میتواند خیلی مؤثر باشد. بسیاری از مردان یا زنان خشن خود قربانی خشونت بودهاند. پبشرفت اجتماعی، تابوشکنی و آموزش مردم خیلی مؤثر است، اما با اینهمه حتی در جوامع پیشرفته هم خشونت خانگی ریشهکن نشده است. بنابراین باید به آموزش خیلی اهمیت داد.
mardomsalari
گفت درختی به باد: « - چند وزی ؟ » باد گفت: « - باد، بهاری کند گر چه تو پژمرده ای
mardomsalari
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم......در این سرای فنا چشمه حیات منم __ وگر به قهر روی صد هزار بار ز من ..... به عاقبت به من آیی که انتهات منم
mardomsalari
تاچند اسیر رنگ و بو خواهی شد ..... چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد __ گر چشمه زمزمی و گر آب حیات ..... آخر بدل خاک فرو خواهی شد
mardomsalari
عشق همچون پرستوئی است که دنبال مکانی برای لانه ساختن میگردد و تو هم به او پناه می دهی و تا زمانی که ترا ترک نکند و یا آسایش ترا برهم نریزد،از وجودش در کالبدت لذت میبری