mardomsalari
زلف تو دامست و خالت دانه آن دام من ..... بر امید دانه ای افتاده ام در دام دوست
mardomsalari
جامعه ما قهرمان زنده قبول نمی کند باید مُرد تا قهرمان شد . . .
mardomsalari
دوستان آزموده شده را با قفل های فولادی به قلب و جان خود ببندید. شکسپیر
mardomsalari
وقتی تبر به جنگل آمد درختان فریاد زدند و گفتن: نگاه کنید دسته اش از جنس ماست.
mardomsalari
نازنینتر ز قدت در چمن ناز نرست ..... خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود
mardomsalari
خیه آن دیده که آبش نبرد گریه عشق ..... تیره آن دل که در او شمع محبت نبود
mardomsalari
خون شد دلم از حسرت آن لعل روانبخش ..... ای درج محبت بهمان مهر و نشان باش
mardomsalari
باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش..... وین سوخته را محرم اسرار نهان باش
mardomsalari
دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد.....بر یکی سنگیندل نامهربان چون خویشتن__ تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی..... چون بهجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من
mardomsalari
ناکرده گنه در این جهان کیست بگو!.....آن کس که گنه نکرد چون زیست بگو!__ من بد کنم و تو بد مکافات دهی..... پس فرق میان من و تو چیست بگو!
mardomsalari
دلم ديوانه شد ديوانه شد ديوانه ديوانه دگر از خويشتن بيگانهام بيگانه بيگانه
mardomsalari
کوچه شهر دلم از صدای پای تو _ خالیه, نقش صد خاطره از روزای دور _ ...............عابر این کوچه خیالیه _ به شب کوچه دل دیگه مهتاب نمیاد _ توی حجله چشام, عروس خواب نماد _ کوچه شهر دلم بی تو کوچه غمه _ همه روزاش ابریه , روز آفتابیش کمه _ غم تنهائی داره کوچه دل بدون تو _ همه شعر دفتر من مال تو برای تو _ توی دستای تو داره ,غربت دستای من_ یاد قصه های تو مونس رفته های من_ به شب کوچه دل ,دیگه مهتاب نمیاد _ توی حجله چشام, عروس خواب نماد _ کوچه شهر دلم بی تو کوچه غمه _ همه روزاش ابریه , روز آفتابیش کمه
افتاده ام در دام دوست
14 سال و 8 ماه و 24 روز و 9 ساعت و 35 دقيقه قبلبا دوستان مروت ،با دشمنان مدارا
14 سال و 8 ماه و 24 روز و 9 ساعت و 28 دقيقه قبل