mardomsalari
روایت است از بهلول که روزی سر وضو گوزيد به بغليش گفت: و نظرت وضوم باطل بيه؟ بغليش گفت: ايطور که تو گوزني وضو منم باطل بيه!
mardomsalari
راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک..... بر زبان بود مرا آنچه تو را در دل بود _ دل چو از پیر خرد نقل معانی میکرد.....عشق میگفت بشرح آنچه بر او مشکل بود
mardomsalari
چند بناز پروردیم مهر بتان سنگدل ..... یاد والدین نمیکنند این فرزندان خلف
mardomsalari
آنکس که او فتاد خدایش گرفت دست .... گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری _ درکوی عشق شوکت شاهی نمی خرند ..... اقرار بندگی کن و اظهار چاکری _ ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی ..... تا یکدم از دلم غم دنیا بدر بری
mardomsalari
ایران ای سرای امید.... بر بامت سپیده دمید_ بنگر کزین ره پر خون.....خورشیدی خجسته رسید_ اگر چه دلها پر خون است.... شکوه شادی افزون است_ سیده ما گلگون است .....که دست دشمن در خون است_ راه ما راه حق راه بهروزی است_ اتحاد اتحاد رمز پیروزی است_ صلح و آزادی جاودانه بر همه جهان_ خوش باد،یادگار خون عاشقان_ ای بهار،ای بهار جاودان در این جهان شکفته باد.
mardomsalari
جوجه تیغی نر در راه عشق بسیارصدمه میبیند و عمر کوتاهی دارد
mardomsalari
شیدای زمانم-رسوای جهانم-بی دلبر و بی دل- بی نام و نشانم. دامن مکش از من-بنشین که نشاید-ان دل که سپردم-دگر بستانم
mardomsalari
چه کسی میتونه به من نام اهنگ و یا نام این تصنیف و شاعر آنرا بگوید ---------------- چون گل هم راه نسیم _ میرقصد دل به برم _ من مست و باد صبا _ میریزد گل به سرم _ چون پروانه عشق گل بسر دارم _ صحراها را من به زیر پا به پر دارم(به زیر بال و پر دارم) بینم هر شب من به عالم رویا _ آید سویم ناشنایی از صحرا _ تو بیا، در انتظار تو ام _تو بیا ، که بیقرار تو ام _ ای از عشقم نگرفته ثمر _ یک دم بر ما بگذر، بگذر _ من برگ گل ،تو نسیم سحر _ دستم بادا تو بگیر و ببر
mardomsalari
در این سرای بی کسی،کسی به در نمی زند....به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند __ یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند ....کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
mardomsalari
خوش خبر باشی ای نسیم شمال.....که به ما می رسد زمان وصال
mardomsalari
بپا ای مسلمان به پا هموطن..... بزن تیغ بر خصم و دزد مسلم نما
mardomsalari
امشب که تنها،تنها نشستم....تنها به یاد رویای شیرین __ تو اکنون با یار دیگر،فکر ازار دیگر....من با این تنهائی خود ،میسازم بار دیگر __ کنون چون برگ پائیزم که تنها.....به روی تک درخی مانده بر جا __ بهار آرزو را سازم رها.....
mardomsalari
عزیزم ای عزیزم ای عزیزم......بیا تا زیر پایت گل بریزم __ اگر دست تو دستم را نگیرد ..... چنان افتم که دیگر بر نخیزم
[لینک]
14 سال و 9 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 21 دقيقه قبل