mardomsalari
چند این شب و خاموشی؟ وقت است که برخیزم وین آتش خندان را با صبح برانگیزم گر سوختنم باید، افروختنم باید ای عشق بزن در من، کز شعله نپرهیزم صد دشت شقایق چشم، در خون دلم دارم تا خود به کجا آخر، با خاک در آمیزم چون کوه نشستم من، با تاب و تب پنهان صد زلزله برخیزد، آنگاه که برخیزم برخیزم و بگشایم ، بند از دل پرآتش وین سیل گدازان را ، از سینه فرو ریزم چون گریه گلو گیرد ، از ابر فرو بارم چون خشم رخ افروزد، در صاعقه آویزم ای سایه ! سحر خیزان دلواپس خورشیدند زندان شب یلدا ، بگشایم و بگریزم. ----------- امیر هوشنگ ابتهاج «ه.الف سایه»
mardomsalari
دوست یعنی یه راه دو طرفه ٬ یه قدم من ، یه قدم تو ... اما بدون شمارش و حساب و کتاب. دوست یعنی من از بودنت سربلندم نه سر به زیر و شرمنده ... دوست يعني يه چيز گرمي رو تو قلبت احساس مي كني كه هميشه از خاموش شدنش مي ترسي ... دوست يعني من ، يعني تو ..
mardomsalari
مشکلات پسران و مخصوصا دختران در روابط دوستی معمولی
mardomsalari
وزیر اقتصاد: در هدفمندی یارانهها کسری بودجه نداریم [تلاش میکنیم کسری بودجه را به جاهای دیگر بکشانیم] ebtekar
mardomsalari
ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال.....مرغ زیرک چون بدام افتد تحمل بایدش
mardomsalari
دلا خوبان دل خونین پسندند ..... دلا خون شو که خوبان این پسنند _ متاع کفر و دین بی مشتری نیست ..... گروهی آن گروهی این پسندند
mardomsalari
دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست
mardomsalari
آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت ....در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت __ خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد .... تنهای بر در این خانهٔ تنها زد و رفت
mardomsalari
به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس .... که به هر حلقهٔ زلف تو گرفتاری هست
mardomsalari
خوشا به حال گربه ها کـــه آزادانــــه در خیابان عشق بازی می کننـــد ؛ ولـــی گرفتـــن دســــت انسان حــــرام اســــت.
mardomsalari
برد کشتی آنجا که خواهد خدای .... وگر جامه بر تن درد ناخدای