mardomsalari
مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست....بدست مردم چشم از رخ تو گل چیدن
mardomsalari
نگاه کن که غم درون دیده ام _چگونه قطره قطره آب می شود _ چگونه سایه سیاه و سرکشم _ اسیر دست آفتاب می شود _ نگاه کن تمام هستیم خراب می شود _ شراره ای مرا به کوه می کشد _ شراره ای مرا به کام می برد _ مرا به اوج می برد _ مرابه دام میکشد _ نگاه کن تمام آسمان من _ پر از شهاب می شود _ تو آمدی ز دورها،ز دورها _ ز سرزمین عطرها و نورها _ نشاده ای مرا کنون _ به زورقی ز اوجها _ ز ابرها و نورها _مرا ببر امید دلنواز من _ مرا ببر به شهر شعرها و شورها _به راه پر ستاره می کشانیم _ فراتر از ستاره می نشانیم _ فراتر از ستاره، باز فراتر _ نگاه کن،گاه کن من از ستاره سوختم _ لبالب از ستارگان شب شدم _ چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل _ ستاره چین برکه های شب شدم _
mardomsalari
خشونت علیه زنان مرز نمیشناسد. دایره این خشونت فقط گریبان زنان طبقه پایین و فقیر جامعه را نگرفته بلکه روایتهای موجود از خشونت بیانگر این حقیقت تلخ است که زنان دارای تحصیلات عالیه از طبقه متوسط و غنی جامعه نیز تجربههای بسیاری از خشونتهای جنسی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی داشتهاند.
mardomsalari
روزم از شب روسیاه تر.... شبم از شب بیصدا تر _ هر دری رو که زدم من.... روی من باز نشد آخر
mardomsalari
آیا "اقتصاد سبز" امکانپذیر است؟
mardomsalari
کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروکم.کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم و من چون شمع میسوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند...... و من چون تک درخت زرد پائیزم ، که هر دم با نسیمی میود برگی جدا از او و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند.
mardomsalari
به طور عام روزنامهنگاران به دنبال واقعیتاند و آفرینشگران به دنبال تغییر واقعیت.
mardomsalari
لوفيگارو: تكرار انقلاب اسلامي ايران در مصر اسرائيلي ها را به وحشت انداخته است
mardomsalari
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر ....کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست _ گفتند: یافت نمی شود،خسته ایم ما....گفت آنکه یافت نمی شود ،آنم آرزوست
mardomsalari
گفتند که بوی عشق که را می برد ز دست ..... مستانه گفت دل که مرا می برد، مرا __ برگ خزان رسیده بی طاقتم رهی ..... یک بوسه نسیم زجا می برد مرا
mardomsalari
ماهی و مرغ ز افغان من نخفت..... وآن شوخ دیده بین که سر از خواب بر نکرد
mardomsalari
یاد باد انکه ز ما وقت سفر یاد نکرد ..... به وداعی دل غم دیده ما شاد نکرد
mardomsalari
گفت:تا داروغه را گوئیم،در مسجد بخواب.....گفت:مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست __ گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان.....گفت: کار شرع ،کار درهم و دینار نیست
mardomsalari
بپا ای مسلمان به پا هموطن..... بزن تیغ بر خصم و دزد مسلمان نما
mardomsalari
دیدی که آخر آمد روز جدایی .....
سفر به خیر عزیزم خدانگهدار......
آه ای مسافر من وقتیکه خسته.....
به شهر خود رسیدی مرا به یاد آر