mardomsalari
مکن کاری که بر پا سنگت آیه .... جهان با این فراخی تنگت آیه __ چو فردا نامه خوانان نامه خوانند .... تو نامه خود بینی ننگت آیه
mardomsalari
همه شب نالم چون نی،که غمی دارم.دل و جان بردی،اما نشدی یارم
mardomsalari
عزیزم ای عزیزم ای عزیزم......بیا تا زیر پایت گل بریزم __ اگر دست تو دستم را نگیرد ..... چنان افتم که دیگر بر نخیزم
mardomsalari
ماهی و مرغ ز افغان من نخفت..... وآن شوخ دیده بین که سر از خواب بر نکرد
mardomsalari
خوشست خلوت اگر یار یار من باشد ...... نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد
mardomsalari
میروی و مژگانت خون خلق میریزد ...... تیز می روی جانا ترسمت فرومانی
mardomsalari
عزیزا کاسه چشمم سرایت ..... میان هر دو چشمم جای پایت _از آن ترسم که غافل پانهی تو ...... نشیند خار مژگانم به پایت
mardomsalari
گفت:تا داروغه را گوئیم،در مسجد بخواب.....گفت:مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست __ گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان.....گفت: کار شرع ،کار درهم و دینار نیست
mardomsalari
داده پیغام که یک بوسه تو را بخشم لیک ...... آن که قانع شود از بوسه به پیغام کجاست؟
mardomsalari
عشق دردانه ست و من غواص و دریا میکده ..... سر فرو بردم در آنجا تا کجا سر برکنم
mardomsalari
براي مردم قابل قبول نيست كه چنين اختلاسي در كشور واقع شود در حالي كه برخي اقشار براي تهيه جهيزيه كليه يا اعضاي ديگر بدن خود را بفروشند.
mardomsalari
مرغ وارد منزل شد و خیلی برافروخته، به آقا خروسه گفت: اخه این چه بساطیه؟، من هر وقت میرم تو کوچه، حیونا منو با حرص و ولع برانداز میکنن. هی میگن: رونتو بخورم!...سینه تو بخورم خروسه گفت: بی خیالش باش، تا وقتی این رٔیس جمهور سرکاره، هیچکس تخمتم نمیتونن بخوره