mardomsalari
یاری در کس نمی بینم یاران را چه شد...... دوستی کی آخر آمد دوستداران راچه شد
mardomsalari
سرم بالین تنم بستر نداره ..... دلم جز شوق ته در سر نداره
mardomsalari
غمم بیحد و دردم بی شماره ..... فغان کین درد مو درمان نداره
mardomsalari
اگر آن طایر قدسی ز درم باز آید ..... عمر بگذشته به پیرانه سرم باز آید
mardomsalari
سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش ..... کهچو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی
mardomsalari
مرتضی محجوبی، روشساز پیانوی ایرانی
mardomsalari
عطر موهات رنگ چشمات بگو از کدوم تباره؟
mardomsalari
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد..... دل رمیده ما را انیس و مونس شد
mardomsalari
ازصبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح ..... بوی زلف تو همان مونس جانست که بود
mardomsalari
عشق تو شد چون دام بلا....کرده پریشان حال مرا__چه چاره کنم با جدائی تو??_ بیا به کنارم ببین شب تارم.....بیا که دگر جان بود به لبم
mardomsalari
ای مرغ سحر، چو این شب تار ....بگذاشت ز سر سیاهکاری__ وز نفحهٔ روحبخش اسحار.....رفت از سر خفتگان خماری__ بگشود گره ز زلف زر تار..... محبوبهٔ نیلگون عماری__ یزدان به کمال شد پدیدار..... واهریمن زشتخو حصاری__ یاد آر ز شمع مرده، یاد آر
mardomsalari
هرگز دل من ز علم محروم نشد کم ماند ز اسرار که معلوم نشد هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز معلومم شد که هیچ معلوم نشد
mardomsalari
ای رفته و باز آمده بَل هُم گشته نامت ز میان مردمان گم گشته ناخن همه جمع آمده و سم گشته ریشت ز عقب در آمده دم گشته
mardomsalari
شيخ الازهر : براي دفاع از مسجدالاقصي همه بايد متحد شويم