mardomsalari
عزیزم ای عزیزم ای عزیزم......بیا تا زیر پایت گل بریزم __ اگر دست تو دستم را نگیرد ..... چنان افتم که دیگر بر نخیزم
mardomsalari
کجائی ای بت سیمین تلخ گوشت؟
mardomsalari
تاچند اسیر رنگ و بو خواهی شد ..... چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد __ گر چشمه زمزمی و گر آب حیات ..... آخر بدل خاک فرو خواهی شد
mardomsalari
چیزهای بد و گره های اجتماعی و خانوادگی و شخصیتی افراد زمانی بروز میکنه که در شرایط خاصی قرار بگیرند.همه انسانها بیش از یک شخصیت دارند.از خودتان شروع کنید تا به من برسید.موقع غذا خوردن :وقتی تنها هستی و موقعی که میهمان دارید.تازه میهمانها هم دسته بندی میشوند.موقع قدم زدن در کنار ساحل:وقتی خلوت است و موقعی که شلوغ است.موقع حرف زدن:با خانواده و با همسایه و یا یک غریبه(غریبه شیک پوش تو خالی و غریبه فهمیده فقیر ) اینها همه حاکی از چند شخصیتی انسان است.برای همین است که میگویند:اگر میخواهی با شخصیت واقعی کسی اشنا شوی،با او یا همسفره شو و یا همسفر.شیک پوشی هم یا جزو فرهنگ شخص است و یا برای تقلید و یا برای فریب دادن.
mardomsalari
مائیم که اصل شادی و کان غمیم..... سرمایه دادیم و نهاد ستمیم __ پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم ..... آئینه زنگ خورده و جام جمیم
mardomsalari
عشق همچون پرستوئی است که دنبال مکانی برای لانه ساختن میگردد و تو هم به او پناه می دهی و تا زمانی که ترا ترک نکند و یا آسایش ترا برهم نریزد،از وجودش در کالبدت لذت میبری
mardomsalari
"زنان به گونهای دیگر میخوانند"
mardomsalari
دیدی که آخر آمد روز جدائی.....سفر به خیر عزیزم خدا نگهدار
mardomsalari
روزنهای رو به زایشگاههای راه شیری
mardomsalari
عاشق شدن فایده نداره... دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره ،،دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره
mardomsalari
مست ازخواب برانگیختمش،دست در زلف کج آویختمش-جام ان بوسه که می سوخت مرا،تا لب آوردمش و ریختمش
mardomsalari
تن محنت کشی دیرم خدایا.....دل با غم خوشی دیرم خدایا __ ز شوق مسکن و جور غریبی ..... به سینه آتشی دیرم خدایا
mardomsalari
رهائی از غم نمیتوانم،تو چاره ای کن که می توانی.
mardomsalari
همه شب نالم چون نی،که غمی دارم.دل و جان بردی،اما نشدی یارم