با زندگی دشمنی ِ دیرینه دارم ......تو کاری میکنی که از زندگی گریزان باشم ........اکنون نمیفهمی چه میگویم! !!!!!!!وقتی که بمیرم، تــــــــــــــازه میفهمی...
تو هرگز آن چه را که آرزومندم به من نمیبخشی .........من در جستجوی یاری همدمی هستم ......زنی که دست بر پیشانیام بگذارد ......با او احساس کنم که در خانـــــــــــه ام هستم ...
یه زمانی بخاطر نشنیدن این جمله...اونهم درست جایی که دقیقا باید میشنیدم...از یک عزیزترینم...مدتها تو بهت واغماوسکوت خشکم زده بود....دریغ از یک جایت خالی....به همین راحتـــــــــــــــی!!!!!!مرسی قشنگ بود
اشــــــــــــــــتبــــــاه درســــــــت از همــــــــان جــــــــایی شــــــــروع میــــــــشود که یــــــــک نفــــــــر رو بیشــــــــتر از آنچــــــــه که هســـــت مـــــی پنــــــــداری....
از آدم ها دلگيرم وقتي تمام دنيايشان اثبات کردن است همين که گيرت بياورند تمام آنچه را که نمي توانند به خورد ِ خودشان دهند به تو اثبات مي کنند به کسي غير از خود / برتري هايشان را آويزان کنند تا از دور به کلکسيون افتخاراتشان نگاه کنند و هر بار که ايمانشان را از دست دهند / آنقدر امين حسابت ميکنند که تو را گواه ميگيرند ايمانشان که پروار شد با طعنه ميگويند : اين اعتماد به نفس را که از سر راه نياورده ام !!!!!!!!! از آدم ها عجيب دلگيرم از اينکه صفت هايشان را در ذهنشان آماده کرده اند و منتظر مانده اند تا تکان بخوري و ببينند به کدام صفت مينشيني و تو را هي توصيف کنند ... هي توصيف کنند ... هي توصيف کنند خنده ات بگيرد که چقدر شبيهشان نيستي دردشان بيايد ... و انتقامش را از تو بگيرند ... تا ديگر به آنها اين حس را ندهي که کسي وجود دارد که شبيهشان نيست از آدم ها دلگيرم که گرم ميبوسند و دعوت ميکنند سرد دست ميدهند و به چمدانت نگاه ميکنند دلت .... دلت که از تمام دنيا گرفته باشد / تنها به درد بازگشت به زادگاهت ميخوري دلم گرفته است .........