►ℳ@Ž@ђ£Я◄
دست های کوچکش به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد ,,,التماس می کند : آقا آقا "دعا" می خری؟ و حاجی بی اعتنا, تسبیح دانه درشتش را می گرداند و برای فرج آقا "دعا" می کند....
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
خدایا... من به کدامین دلتنگی خندیدم... که این چنین دلتنگم؟
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
12 سال و 11 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 1 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه