حامد*مهدی سابق*
رستنیها کم نیست، من و تو کم بودیم، خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم!
حامد*مهدی سابق*
بي حرمتي به ساحت خوبان قشنگ نيست باور كنيد كه پاسخ آيينه سنگ نيست سوگند ميخورم به مرام پرندگان در عرف ما، سزاي پريدن، تفنگ نيست با برگ گل نوشته به ديوار باغ ما وقتي بيا كه حوصله ی غنچه تنگ نيست
حامد*مهدی سابق*
شايد هنوز دير نشده باشد شايد قلبم هنوز اسير قنديل هاي سنگي نشده و اين ناله هاي شبانه طلب کمک هستند شايد هنوز دير نشده باشد شايد هنوز دير ...
حامد*مهدی سابق*
اینگونه غریب، برای چه دوست دارم تو را؟ وقتی که فاصله کوتاهترین فاصله میان ما اقیانوس اطلس است
حامد*مهدی سابق*
جملگي در حكم سه پروانه ايم ... در جهان عاشقان، افسانه ايم ... اولي خود را به شمع نزديك كرد... گفت: آري من يافتم معناي عشق... دومي نزديك شعله بال زد... گفت: حال، من سوختم در سوز عشق... سومي خود داخل آتش فكند... آري آري اين بود معناي عشق ...
حامد*مهدی سابق*
عبور تو از حوالی چشم های من، تنها اتفاق غیر منتظره ی زندگیم بود چراکه من، همیشه منتظر نیامدنت بودم ... !
حامد*مهدی سابق*
ناتوانم از تو... ناتوانم از تنهایی... چون قلعه ای در محاصره ی برف... پنجره را باز کن... پرنده ها در من بیقراری می کنند
حامد*مهدی سابق*
خداوندا جهان را خالی از خوف و خطر گردان بشر را نیت خیری ده وفارغ ز شر گردان
حامد*مهدی سابق*
بر روي ما نگاه خدا خنده مي زند، هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ايم زيرا چو زاهدان سيه كار خرقه پوش، پنهان ز ديدگان خدا مي نخورده ايم
حامد*مهدی سابق*
زنی با فقر میسازد
زنی با اشک میخوابد
زنی با حسرت و حیرت
گناهش را نمیداند