حامد*مهدی سابق*
دير به دنيا آمدم بايد در همان عصر حجر به دنيا مي آمدم شايد با يک سرماخوردگي ساده مي مردم شايد آن هنگام از درد مرگ انسانيت تب نمي کردم فلج نمي شدم ... کاش در عصر حجر مي زيستم ... ________________________________________
حامد*مهدی سابق*
ميان گل مريم وگل ياس دعواي شديدي سرگرفت پس از چندلحظه هر دوگلبرگ هايشان پرپر ووجودشان خاموش شد .در گوشه ي باغ کاکتوس زيرکانه مي خنديد ..........
حامد*مهدی سابق*
هزار سطر نوشتم و خط زدم بی گمان این ها را هم خط خواهم زد بی فایده ست حتی به کلمات نمی توان اعتماد کرد کلماتی که دوست شان داری ……………………………. خسته شدم خودتان خط بزنید…
حامد*مهدی سابق*
گفتم که می روی . . . یادت هست ؟ گفتی که می مانم . . . تا به ابد . . . بر می گردم . . کسی کنار من نیست . . . دستهایم خالیست . . خنده های تو از دور دست می آید . . . و دیگر کنار من کسی نیست . . .
حامد*مهدی سابق*
از كوير سوت و كور، تا مرا صدا زدي ديدمت ولي چه دور! ديدمت ولي چه دير!
حامد*مهدی سابق*
ای روز !چه بی صفا و جان فرسائی؟ ای شب !چه سیاهکار و وحشت زائی؟ ای چرخ ! چه پست و مست و بی پروائی؟ ای عمر !چه جانگزا و بی معنائی ؟ تنها تو فقط خیالِ او ، زیبائی
حامد*مهدی سابق*
ماه من، غصه چرا ؟ آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر، به ما میخندد...
حامد*مهدی سابق*
برای رسیدن ، چه راهی گزیدم ؟در آغاز رفتن ، به پایان رسیدم