حامد*مهدی سابق*
زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد....در امان یکتای عالم.بدرود بر همگی
حامد*مهدی سابق*
واعظان كاين جلوه در محراب ومنبر مي كنند چون به خلوت مي روندآن كا ديگر مي كنند مشكلي دارم زدانشمند مجلس باز پرس توبه فرمايان چرا خودتوبه كمتر مي كنند؟
حامد*مهدی سابق*
دل من افسرده است/چو نگینی که بیفتد از تاج/و مداوم گوید:/جای من اینجا نیست/ جای من پیش خداست/سفره ی من جنت بود/حوض من اقیانوس /و دلم /خلوت زیبایی بود / ولی افسوس که دل رانده شد زان همه عشق /وشکوهش همه رفت....
حامد*مهدی سابق*
یکی بود یکی نبود عاشقش بودم عاشقم نبود وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن یکی بود یکی نبود
حامد*مهدی سابق*
یکی بود یکی نبود . این داستان زندگی ماست . همیشه همین بوده . یکی بود یکی نبود . در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن . با هم ساختن . برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد. هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود ، که یکی بود ، دیگری هم بود . همه با هم بودند . و ما اسیر این قصه کهن ، برای بودن یکی ، یکی را نیست می کنیم . از دارایی ، از آبرو ، از هستی . انگار که بودنمان وابسته نبودن دیگریست . هیچ کس نمیداند ، جز ما . هیچ کس نمی فهمد جز ما . و آن کس که نمی داند و نمی فهمد ، ارزشی ندارد ، حتی برای زیستن . و این هنری است که آن را خوب آموخته ایم . هنر نبودن دیگری