دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حامد*مهدی سابق*

بهتر است که ساده ترین توضیح را بپذیریم حتی اگر ساده نباشد حتی اگر چیز در خوری را توضیح ندهد.... درباره »
حامد*مهدی سابق*
مرد - مجرد
امتیاز: 9320

دنبال‌شدگان

(1566 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1017 کاربر)

گروه‌ها

(65 گروه)

بازدید

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ... ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺩﺭﺩﻡ ﭼﯿﺴﺖ ....! ﺣﺎﻝ ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ .... ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ...!!! ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ .. ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ .... ﯾﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ .....

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

لحظه ای خواهد بود که در ان لحظه تورا خواهم دید چشم به راه شب و فردایی دگر منتظربر سر کوچه هر کوی گذر دل را به فردایی دگر خواهم داد گذر از ثانیه ها به تمنای وصال شوق بودن و چشیدن لحظه لذت را شب هجران و فراغ و قصه فاصله ها گذر از کوچه تنهایی به کامش تلخ بود مردتنها و غریبی که در غربت بود

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

من وقت بی وقت دم وقت،اول وقت،وسط وقت ، اخر وقت وخلاصه همه وقت به یادتون هستم

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

لایک یادتون نره

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

خسته ام! حتما تا به حال هزار مرتبه این کلمه را در کتاب شاعران دیگر این شعر دیده ای! من از آنها خسته ترم! باورکن

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

آسمان پنجره ام خاليست انگار ... سالهاست ستاره ها مرده اند و ماه را باد با خود به کوچي بي بازگشت برده است

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

بزرگ بود و از اهالی امروز بود و با تمام افق های باز نسبت داشت و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید.

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

سلاااااااااااااام

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

شب همگی بخیر عزیزان

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

نمی خواستم نام چنگیز را بدانم نمی خواستم نام نادر را بدانم نام شاهان را محمد خواجه و تیمور لنگ . نام خفت دهنده گان را نمی خواستم و خفت چشنده گان را . می خواستم نام تو را بدانم . و تنها نامی را که می خواستم ندانستم .

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

دخترک خندید و پسرک ماتش برد! که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده باغبان از پی او تند دوید به خیالش می خواست، حرمت باغچه و دختر کم سالش را از پسر پس گیرد! غضب آلود به او غیظی کرد! این وسط من بودم، سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم من که پیغمبر عشقی معصوم، بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق و لب و دندان ِ تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم و به خاک افتادم چون رسولی ناکام ! هر دو را بغض ربود... دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت: " او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! " پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود: " مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! " سالهاست که پوسیده ام آرام آرام ! عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز! جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم، همه اندیشه کنان غرق در این پندارند: این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت...

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

@aynor مگسی را کشتم . . . نه به آن جرم که حیوان پلیدیست ، طفل معصوم به دور سرمن میچرخید به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به آن حد گندم . . . ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود . . . من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد مگسی را کشتم . . .

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

کاش گاهگاهی رهگذری غریب از ردپای آشنایان، اما به تندی عبور رگبار،از کوره راه دلم میگذشت

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

کاش گاهگاهی گم کرده ای در جستجوی سایه مهتاب تکه های دل ویرانه ام را زیر و رو میکرد

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

بچه ها خیلی خوشحالم که همتون رو دوست دارم

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

زندگی... زندگی یک ارزوی دور نیست زندگی یک جست و جوی کور نیست زیستن در پیله ی پروانه چیست؟! زندگی کن زندگی افسانه نیست. ...گوش کن...!! دریا صدایت میزند! هر چه نا پیدا صدایت می زند! جنگل خاموش میداند تورا. با صدایی سبز می خواند تورا. اتشی در جان توست. قمری تنها پی دستان توست. پیله ی پروانه از دنیا جداست. زندگی یک مقصد بی انتهاست. هیچ جایی انتهای راه نیست! این تمامش ماجرای زندگیست...!!!