دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حامد*مهدی سابق*

بهتر است که ساده ترین توضیح را بپذیریم حتی اگر ساده نباشد حتی اگر چیز در خوری را توضیح ندهد.... درباره »
حامد*مهدی سابق*
مرد - مجرد
امتیاز: 9320

دنبال‌شدگان

(1566 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1017 کاربر)

گروه‌ها

(65 گروه)

بازدید

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ... ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺩﺭﺩﻡ ﭼﯿﺴﺖ ....! ﺣﺎﻝ ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ .... ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ...!!! ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ .. ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ .... ﯾﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ .....

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

چند نفر عاشق در آغـوش کشیدن کسی هستن که دوستش دارن و بالعکسش و با این کار آرامش میگیرن ..

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

سلام به دنبالریون

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

نه گریه نمی كنم 1چیزی رفته توی چشمام فكر كنم 1 خاطره ست

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

یارو با کامیون اومده تو محوطه بیمارستان بوق میزنه، حراست با بلندگو داد میزنه آقا اینجا بوق نزن! یارو دوتا بوق دیگه میزنه یعنی باشه!! بعد نیم ساعت برمیگرده میخواد بره بیرون، دوتا بوق واسه حراستیه میزنه!! حراستیه با بلندگو میگه نوکرم!!

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

دوست داشتنِ کسی که شما رو دوست نداره مثل بغل کردنِ کاکتوس می مونه هر چی محکم تر بغل کنی بیشتر آسیب میبینی .....

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

یک دانشجوی عاشق دختر همکلاسیش بود,.. .. بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد... اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد. بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه روزها ازپی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت " من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن. ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد. چهار سال آزگار کذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!! نتیجه اخلاقی این ماجرا. . پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند.!!به بخت خود پشت نکنید و جواب بله رو همون اول بدید !!!!!

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

دلم برای روزهایی تنگ است که می دانم دیگر باز نخواهند گشت ، برای چیزهایی که دیگر هیچ گاه به دست نخواهم آورد ، برای انسانهایی که دیگرحضورشان را احساس نخواهم کرد ، برای فرصتهایی که دیگر هیچ گاه تکرار نخواهندشد دلم تنگ است..

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

اینم سومین بار که دنبالر انداختم بیرون....از رو نمیرم که بازم میام!!!

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

@ᵾ ₰ ᵿ ℓ اندوه های سرد مرا خواب می کنی بانوی یاد و خاطره! از من گذر نکن ...بی تو حکایت من سرد و ساکت است...  

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

ممنون که میکنید

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

ما بچه بودیم یه بازی بود به نام : «همه ساکت بودند ناگهان خری گفت» … صد برابر پلی استیشن ۳ و ایکس باکس لذت داشت

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*
توسط موبایل

یکی این رو برا ما تعریف کنه

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

کاش گاهگاهی واژه ای غریب برای گفتن سکوت همیشگی حرف های آشنایم پیدا میشد

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

طعم گس دوستت دارم هایت هنوز در دهانم باقیست ، راستی عشقت كال بود ؟ یا دهانم حساس است به حرفهای نارس!!

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

افسوس .... هر چه سعی کردم مردم بفهمند ، فقط به من خندیدند ( چارلی چاپلین )