حامد*مهدی سابق*
نه
گریه نمی كنم
1چیزی رفته توی چشمام
فكر كنم 1 خاطره ست
حامد*مهدی سابق*
یارو با کامیون اومده تو محوطه بیمارستان بوق میزنه، حراست با بلندگو داد میزنه آقا اینجا بوق نزن! یارو دوتا بوق دیگه میزنه یعنی باشه!! بعد نیم ساعت برمیگرده میخواد بره بیرون، دوتا بوق واسه حراستیه میزنه!! حراستیه با بلندگو میگه نوکرم!!
حامد*مهدی سابق*
دوست داشتنِ کسی که شما رو دوست نداره مثل بغل کردنِ کاکتوس می مونه هر چی محکم تر بغل کنی بیشتر آسیب میبینی .....
حامد*مهدی سابق*
یک دانشجوی عاشق دختر همکلاسیش بود,..
..
بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد...
اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد.
بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه
روزها ازپی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت " من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت
اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن.
ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد.
چهار سال آزگار کذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!!
نتیجه اخلاقی این ماجرا. .
پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند.!!به بخت خود پشت نکنید و جواب بله رو همون اول بدید !!!!!
حامد*مهدی سابق*
دلم برای روزهایی تنگ است که می دانم دیگر باز نخواهند گشت ، برای چیزهایی که دیگر هیچ گاه به دست نخواهم آورد ، برای انسانهایی که دیگرحضورشان را احساس نخواهم کرد ، برای فرصتهایی که دیگر هیچ گاه تکرار نخواهندشد دلم تنگ است..
حامد*مهدی سابق*
ما بچه بودیم یه بازی بود به نام :
«همه ساکت بودند ناگهان خری گفت» …
صد برابر پلی استیشن ۳ و ایکس باکس لذت داشت
حامد*مهدی سابق*
طعم گس دوستت دارم هایت هنوز در دهانم باقیست ، راستی عشقت كال بود ؟ یا دهانم حساس است به حرفهای نارس!!
حامد*مهدی سابق*
افسوس .... هر چه سعی کردم مردم بفهمند ، فقط به من خندیدند ( چارلی چاپلین )