حامد*مهدی سابق*
شايد هنوز دير نشده باشد شايد قلبم هنوز اسير قنديل هاي سنگي نشده و اين ناله هاي شبانه طلب کمک هستند شايد هنوز دير نشده باشد شايد هنوز دير ...
حامد*مهدی سابق*
اینگونه غریب، برای چه دوست دارم تو را؟ وقتی که فاصله کوتاهترین فاصله میان ما اقیانوس اطلس است
حامد*مهدی سابق*
جملگي در حكم سه پروانه ايم ... در جهان عاشقان، افسانه ايم ... اولي خود را به شمع نزديك كرد... گفت: آري من يافتم معناي عشق... دومي نزديك شعله بال زد... گفت: حال، من سوختم در سوز عشق... سومي خود داخل آتش فكند... آري آري اين بود معناي عشق ...
حامد*مهدی سابق*
عبور تو از حوالی چشم های من، تنها اتفاق غیر منتظره ی زندگیم بود چراکه من، همیشه منتظر نیامدنت بودم ... !
حامد*مهدی سابق*
ناتوانم از تو... ناتوانم از تنهایی... چون قلعه ای در محاصره ی برف... پنجره را باز کن... پرنده ها در من بیقراری می کنند
حامد*مهدی سابق*
خداوندا جهان را خالی از خوف و خطر گردان بشر را نیت خیری ده وفارغ ز شر گردان
حامد*مهدی سابق*
بر روي ما نگاه خدا خنده مي زند، هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ايم زيرا چو زاهدان سيه كار خرقه پوش، پنهان ز ديدگان خدا مي نخورده ايم
حامد*مهدی سابق*
زنی با فقر میسازد
زنی با اشک میخوابد
زنی با حسرت و حیرت
گناهش را نمیداند
حامد*مهدی سابق*
لحظه ای خواهد بود که در ان لحظه تورا خواهم دید چشم به راه شب و فردایی دگر منتظربر سر کوچه هر کوی گذر دل را به فردایی دگر خواهم داد گذر از ثانیه ها به تمنای وصال شوق بودن و چشیدن لحظه لذت را شب هجران و فراغ و قصه فاصله ها گذر از کوچه تنهایی به کامش تلخ بود مردتنها و غریبی که در غربت بود
حامد*مهدی سابق*
خسته ام!
حتما تا به حال هزار مرتبه این کلمه را در کتاب شاعران دیگر این شعر دیده ای!
من از آنها خسته ترم! باورکن