دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حامد*مهدی سابق*

بهتر است که ساده ترین توضیح را بپذیریم حتی اگر ساده نباشد حتی اگر چیز در خوری را توضیح ندهد.... درباره »
حامد*مهدی سابق*
مرد - مجرد
امتیاز: 9320

دنبال‌شدگان

(1566 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1017 کاربر)

گروه‌ها

(65 گروه)

بازدید

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ... ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺩﺭﺩﻡ ﭼﯿﺴﺖ ....! ﺣﺎﻝ ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ .... ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ...!!! ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ .. ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ .... ﯾﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ .....

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

@چادر به سر خواهم رفت از اینجا / انجا که دیگر جز خیال تو/ چیزی نیست / و جز عشق تو، چاره ای / خواهم رفت از اینجا / انجا که دیگر برای پریدن ، پرنده هی نیست / وجز مرگ چاره ای / تو را می شناسم در اشکهایی که ریخته ام / که با عشق در وجودم ریشه کردی / و مرا در خود خشکاندی / تو ان رویایی هستس که سالها ارزوی تو را می کردم / و اکنون جز افسوس ، چیز دیگری نیست / تو ، ان لحظه ی اوج من هستی...که برای رسیدن به تو.... من باید فنا شوم .../ تو همانند کوه بزرگی هستی ... در درون قلب سیاه و تاریک من/ لحظه اتشفشان تو، هنگام مرگ من هست / تو ، مثل واژه ای هستی، که هرگز تورا نخواهم فهمید/ وبی هیچ ادعایی ، از تو خواهم گذشت /تو لحظه ی مرگ من هستی...ان لحظه که می شکنم ...ان زمان که می خشکم ... ان دم که می افتم ... ولی شکست من .. پیروزی توست....

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

@aynorامشب خواهم مرد ...انجا که دیگر هیچ ارزویی نیست... ودل کوچک خود... را اسیر ازادی خواهم کرد...امشب بار دیگر پرواز میکنم...ان سوی اقیانوس...کنار چشمهای تو...انجا که دیگر هیچ ارزویی نیست...امشب شعری خواهم سرود...به عظمت تمام کوه ها...وعشق را بار دیگر تنها تجربه خواهم کرد...امشب ترانه ای خواهم خواند...به وسعت قلب پاک تو...انجا که زندگی خاتمه می یابد... برای دنیا خنده ای...و برا تو تا ابد خواهم گریست...واشکهای پاک خود را...کنار مزار تو دفن خواهم کرد...امشب خواهم مرد...بدون هیچ ادعایی... وبی علاجی خود را...با مرگی شیرین درمان خواهم کرد...وتو را ای تلخترین سرنوشت زندگی...تنها خواهم گذاشت.............. ... امشب خواهم مرد ...

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

یکی بود یکی نبود عاشقش بودم عاشقم نبود وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن یکی بود یکی نبود

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

سلام...سلام.....ببخشید اول یادم رفت سلام بگم.اخه می دونید چی شده امروز جیرهی یک ماهم رو گرفتم(یارانه ی دولتی)خیللللللللی خوشحالم...راستی شما گرفتین

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

یکی بود یکی نبود . این داستان زندگی ماست . همیشه همین بوده . یکی بود یکی نبود . در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن . با هم ساختن . برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد. هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود ، که یکی بود ، دیگری هم بود . همه با هم بودند . و ما اسیر این قصه کهن ، برای بودن یکی ، یکی را نیست می کنیم . از دارایی ، از آبرو ، از هستی . انگار که بودنمان وابسته نبودن دیگریست . هیچ کس نمیداند ، جز ما . هیچ کس نمی فهمد جز ما . و آن کس که نمی داند و نمی فهمد ، ارزشی ندارد ، حتی برای زیستن . و این هنری است که آن را خوب آموخته ایم . هنر نبودن دیگری

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد نخواست او به منِ خسته بی‌گمان برسد شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد؟

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

روزها رفتند و من دیگر خود نمی دانم كدامینم آن من سرسخت مغرورم یا من مغلوب دیرینم؟

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

سلام .خوبین دوستای گلم.من چند روز پیش پستی گذاشتم در مورد امزش لایک زنی امیدوارم که یادتون باشه.حالا اومدم یه نظر سنجی در رابطه با اون پست انجام بدم.امیدوارم دوستان اعلام نظر و باز نشر بکنن.و اما سوال نظر سنجی( بعد اموزش لایک زنی توسط بنده ی حقیر ایا پدیده ی لایک زنی بیشتر شده؟؟؟؟؟؟؟؟<باز نشر یادتون نره.فدای محبت هاتون> .........1) بله..............2) خیر..........3) بدتر شده.........4) اعصابتون رودارم خورد میکنم

و 1 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

سلام یه همه ی دوستان گلم.امروز قراره < لایک >زدن رو اموزش بدیم.(لطفا باز نشر بشه تا هیچ یک از دوستان بی نصیب نمونن)لایک زنی اقدامیست که دوستان باید بعد از خواندن کامنت( پست ) دیگر دوستان انجام دهند(دوستان توجه داشته باشن که این کار از فرایض واجب بوده و اجر اخروی به همراه دارد) اما چگونه باید این کار انجام داده شود(در پایان هر پست شما 3گزینه مشاهده میکنین،که گزینه ی اخر به صورت شصت انگشت که من هم نمی دانم مال دست راست یا چپ است دیده میشود،شما باید روی این گزینه یک بار کلیک کنید< البته برای هر پست جداگانه> ودر قسمت دیدگاه هم نظراتتون رو بزارین)برای اطمینان از اینکه یاد گرفتی اخر همین پست <کامنت> این کار را بکنید .با تشکر وسپاس فراوان

و 7 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

@@ / \ ! (=) $ پرواز میخواهم بادبادکم را بدهید ... میخواهم دل بکنم از این زمین و وابستگی هایم اما نخ خیالم به تو گره خورده ، تو بگو ، چگونه پرواز کن

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت آن طفل که چون پیر ازین قافله درماند وان پیر که چون طفل به بانگ جرسی رفت از پیش و پس قافله ی عمر میندیش گه پیشروی پی شد و گه بازپسی رفت ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم دریاست چه سنجد که بر این موج خسی رفت رفتی و فراموش شدی از دل دنیا چون ناله ی مرغی که ز یاد قفسی رفت رفتی و غم آمد به سر جای تو ای داد بیدادگری آمد و فریادرسی رفت این عمر سبک سایه ی ما بسته به آهی ست دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت (شعر از استاد ابتهاج.-سایه)

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

دوستان سر زند و شاد باشین در پناه خدا.شب خوش

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

@محمدحسن مزروعی دو اتاق در مجاورت هم قراردارند. هر کدام یک در دارند ولی هیچکدام پنجره ندارند. درهایشان که بسته باشد دروناتاقها کاملا تاریک است. در یک اتاق سه چراغ برق به توانهای ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات ودر اتاق دیگر سه کلید برق مثل هم وجود دارد. مانمیدانیم کدام کلید کدام چراغ را روشن میکند( مثلا نمیدانیم آیا کلید وسطی مربوطاست به چراغ وسطی یا به چراغهای دیگر اما بطور قطع میدانیم که هر کدام از کلید هایکی از چراغها را روشن میکند. همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم ). شما معلومکنید که هر کلید مربوط به کدام چراغ است. برای اینکار و در شروع، شما باید در اتاقکلیدها باشید و کار را از آنجا شروع کنید. شما میتوانید هر چند مرتبه که بخواهیدکلیدها را روشن و خاموش کنید. اما شما تنها هستید و نمیتوانید از کسی کمک بگیرید وهیچگونه وسیله ای هم خواه برقی خواه غیر برقی بهمراه ندارید و مهمتر از همه اینکهشما حق ندارید بیش از یکبار وارد اتاق چراغها شوید و وقتیکه وارد شدید و بیرونآمدید، دیگر نمیتوانید مجددا وارد آن اتاق بشوید. این معما را بیل گیتس در سال 2002 طراحی کرد تا از بین 100 مهندس یکی را برای شرکتش انتخاب کند.

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

@aynor (سلام دیدگاه لطفا)

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

در یک جنگ ۱۰۰ سرباز شرکت کردند و جراحاتی برداشتند. آمار جراحات به شرح زیراست: ۷۰ نفر دست راستشان را از دست دادند ۷۵ نفر دست چپشان را از دست دادند ۸۰ نفر پای راست ۸۵ نفر پای چپ از دست دادند. حد اقل تعداد افرادی که هر ۴ عضوشان را از دست دادن چندتاست؟