دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حامد*مهدی سابق*

بهتر است که ساده ترین توضیح را بپذیریم حتی اگر ساده نباشد حتی اگر چیز در خوری را توضیح ندهد.... درباره »
حامد*مهدی سابق*
مرد - مجرد
امتیاز: 9320

دنبال‌شدگان

(1566 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1017 کاربر)

گروه‌ها

(65 گروه)

بازدید

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ... ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺩﺭﺩﻡ ﭼﯿﺴﺖ ....! ﺣﺎﻝ ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ .... ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ...!!! ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ .. ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ .... ﯾﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ .....

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

امشب به یاد تک تک ِ شب ها دلم گرفت در اضطراب کهنه ی غم ها ، دلم گرفت انگار بغض تازه ای از نو شکسته شد در التهاب ِ خیس ِ ورق ها ، دلم گرفت ! از خواندن تمام خبر ها تنم بسوخت ... از گفتن تمام غزل ها دلم گرفت ... در انتظار تا که بگیرم خبر ز تو ... در آتش ِ گرفته سراپا... دلم گرفت ! متروکه نیست خلوتِ سرد دلم ولی از ارتباطِ مردم ِدنیا دلم گرفت !! یک رد ِ پا که سهم ِ من از بی نشانی است! از رد ِ خون که مانده به هر جا ، دلم گرفت اینجا منم و خاطره هایی تمام تلخ اقرار میکنم درآمدم از پا ... دلم گرفت ... نه اینکه فکر کنی دل ، از تو کنده ام ! یا اینکه از تمنا دلم گرفت ! از لحظه ای که هر دو نگاهم اسیر شد در امتداد هیچ ِ قدم ها دلم گرفت از لحظه ای که خیس شدم در خیال تو آن دم که تنگ شدند نفس ها دلم گرفت ازین که باز تو نیستی کنار من ازین که باز خسته و تنها ... دلم گرفت تکرار می کنم این سطرهای کهنه را ... تکرار می کنم که خدایا !! دلم گرفت

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

ساحل افتاده گفت : « گر چه بسي زيستم هيچ نه معلوم شد آه كه من كيستم .» موج ز خود رفته اي، تيز خراميد و گفت : « هستم اگر مي روم گر نروم نيستم . » ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ موج ز خود رفته رفت ساحل افتاده ماند . اين، تن فرسوده را، پاي به دامن كشيد؛ و آن سر آسوده را، سوي افق ها كشاند . *** ساحل تنها، به درد در پي او ناله كرد: - (( موج سبكبال من، بي خبر از حال من، پاي تو در بند نيست ! بر سر دوشت، چو من، كوه دماوند نيست ! « هستم اگر مي روم » ! خوشتر ازين پند نيست . بسته به زنجير را ليك خوش آيند نيست . )) *** ناله خاموش او، در دلم آتش فكند رفتن؟ ماندن؟ كدام؟ اي دل انديشمند ؟ گفت : - (( به پايان راه، هر دو به هم مي رسند ! )) عمر گذر كرده را غرق تماشام شدم : سينه كشان همچو موج، راهي دريا شدم هستم اگر ميروم، گفتم و رفتم چو باد تن، همه شوق و اميد، جان همه آوا شدم بس به فراز و نشيب، رفتم و باز آمدم، زآنهمه رفتن چه سود؟ خشت به دريا زدم ! شوق در آمد ز پاي، پاي درآمد به سنگ و آن نفس گرم تاز، در خم و پيچ درنگ؛ اكنون، ديگر، دريغ، تن به قضا داده است !

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

سلام..........

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

شب همه گی بخی رو خوشی.دوباره روزه مرد و به همه ی مردان تبریک میگم

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

پرواز را نمی شناخت ، هر چه بالاتر رفتم در نگاهش کوچکتر شدم

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

وقتی لحظه ها ساعتم را هل می دهند جلو می رود.

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

جارو، شکم خالی سطل زباله را پر می کند.این روزها غم برای خوردن بسیار دارم تو دیگر برایم لقمه مگیر !

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

به نگاهم خوش آمدی..................

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

بودن من تا مرکز نبودن ترک خورده است... کاش سحر که می شد بیدار می شدم.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

بچه های فقیر،فقط در زنگ انشا به کنار دریا می روند

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

دست بالای دست بسیار است و من رودست خورده ، دست روی دست گذاشته ام و دست خالی نشسته ام به انتظار دست بعدیه بازی.

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان میسازم.

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

در حالیکه تابستان در تب می سوخت،پاییز رنگش پریده بود، زمستان موهایش سپید شد ولی بهار هنوز میخواست جوانی کند.

این ارسال را بازنشر کرده است.