حامد*مهدی سابق*
پیش او یار نو ،یار کهن هر دو یکیست/حرمت مدعی و ،حرمت من هر دو یکیست/او ندانسته که قدر همه یکسان نبود /زاغ را مرتبه ی مرغ خوش الحان نبود
حامد*مهدی سابق*
سقفی روی سقف
سقف روی سقف
سقف روی سقف
تا ابد
ترسی روی ترس
ترس روی ترس
ترس روی ترس
تا ابد
اما ابدی دیگر روی ابد نگذار
سالخوردگی دارد از پایمان می اندازد
حامد*مهدی سابق*
ای زشتی من !
تو تنها تقصیر خدایم بودی
و گرنه پیامبری داوطلب می شدم !
حامد*مهدی سابق*
من یک سایه ام نمی دانم چه کسی زیر ماه راه می رود اما هر که هست سرش گیج می رود !
حامد*مهدی سابق*
..اتفاق افتاد و تکرار شد ای کاش شرط نبسته بودیم ای کاش وقتی دروغ می گفتیم چشمهایمان را لااقل بسته بودیم به همه دروغ گفتم! به همه دروغ گفتم جز راست! به همه دروغ گفتم غریبه و آشنا فرقی نداشت حتی!مرغ کوچک باران هم از این اصل مستثنی نبود رنگ قرمزی هم که بر بوم نقاشی کشیدم خون جگر نبود می رفتم و نمی رسیدم گهگاهی هم حادثه می کشید دستی بر سر و رویم آن وقتها بیکران آغوشت کمی آشفته بود می گفتند آخر ،تاریخ انقضا نداشت چه بی مهابا مشت بر دیوار کوبیده بودم راهی شدم آری آنوقت که پوکه های تردید اندوه کوچه های کودکیم را سر کشیده بود آری و من همواره در جستجوی خدایی بودم که انسان های بد را سنگ می کرد آه ،چقدر دروغ گفتم و هیچ اتفاقی نیفتاد
حامد*مهدی سابق*
برای خویشتن دنیایی شبیه آرزو دارم کسی من را نمی فهمد . . . کسی من را نمی فهمد