محمدعلی
بـــــــازم دلم گرفتُ ، گریه نکردم ، گفتم که! دلم با اشکام رابطه معکوس دارن!
محمدعلی
معشوق به سامان شد ، تا باد چنین بادا . . . هه! تا باد!
محمدعلی
بازم دوباره دلم گرفته . . . : |
محمدعلی
جز تو راهی نیست . . . : |
شجریان
ای عاشقان پیمانه ها پُر خون کنید ، از خونِ دل چون لاله ها رُخساره ها گُلگون کنــــــــــــــید. . .
شجریان
آمد یکی آتش سوار بیرون جهید از این حصار ، تا بر زند خورشیدِ نو شب را زِ خود بیرون کنید . . .
شجریان
دلُم خون شد ، خون ببار بر کوهُ دشتُ هامون ببار ، به یادِ عاشقایِ این دیار . . .
محمدعلی
ببار ای ابر پاییزی ، که من محتاجتم . . . این افکار خسته ام رو بشور ای بارون .
محمدعلی
اونی که نورِ امیده میگن از خدا رسیده ، فعلا اصابمون رو خراش داده . . .
محمدعلی
یه شب حالت بد گرفته باشه و اصن نتونی بخوابی و صبحش هم بری مدرسه و خسته کوفته بیای و تو رو بکنن بپای خونه و خودشون برن بیرون ... الانم از تنهایی و بد حالی بخوای بمیری . . . من اینم.