یادش بخیر، قبلنا که بچه بودم [بچه تر از اینی ک ِ هستم] وختی تو خونه حوصلم سر می رف، از تو آشپزخونه یه سینی رویی ور می داشتم بعد به مُحی می گفتم بیا نوبتی بشینیم این تو، همدیگه رو هل بدیم. اونم قبول می کرد.بد چون "لیدیز فِرست" اول اون می نشست و منم کلی زور می زدم که n بار ایشون ُ از این ور خونه تا اون ور خونه هل بدم. وختی که نوبتم می شد، مُحی می گف: من که دخترم، زورم نمی رسه ،نمی تونم هلت بدم[] . . . ینی اون لحظه همچین حسّی بم دس می داد---> منم ک ِ مظلومـــــــ قبول می کردم
لطفا با این کلمات یک متن بنویسید : بالا بردن - تحسین کردن - توسعه دادن - وابسته بودن - گوناگون - موجود بودن - آغاز شدن یا سر چشمه - مستقیما - تمدن - اندیشه ها - کراوات - سفر دریای - تهدید کردن
بالا بردن: در تخصص بالابر های ساختمانیه
تحسین کردن: همه قیافمُ تحسین میکنن , شما چطو؟
توسعه دادن: اینُ یا باید از فرشاد یا نیما پرسید
وابسته بودن:
گوناگون: مختلف
موجود بودن: ما موجودیت اسراییل را نمیخواهیم
آغاز شدن یا سر چشمه: منبع سورس
مستقیما: مستقیم برو میدون دستِ راس
تمدن: فخط خوزستان
اندیشه ها: آزادی ممنوع
کراوات: اوه داری میری تو جاده خاکی ها
سفر دریای: انقده دوس دارم
تهدید کردن:
حمی :ط
حالا عِب نداره 
14 سال و 5 ماه و 5 روز و 16 ساعت و 48 دقيقه قبلاوخیـــــــــ
حمی :ط

14 سال و 5 ماه و 5 روز و 16 ساعت و 45 دقيقه قبلبگو قارپوز
بیتی :ط

14 سال و 5 ماه و 5 روز و 16 ساعت و 44 دقيقه قبل= )) ... قارپووووووووووووووووووووووووز
حمی :ط
تولدتم مبارک :ط
14 سال و 5 ماه و 5 روز و 16 ساعت و 39 دقيقه قبلآفرین
بیتی :ط

14 سال و 5 ماه و 5 روز و 12 ساعت و 36 دقيقه قبلمِقسی پسرک :ط