محمدعلی
سوال را که پرسیدم ، کافهچی مُرد / زنَک سیگار به دست ، سیگارش را خواباند / بغض کردم ، چشمهایش بارید ..
محمدعلی
رفتی مرا تنها به دست غم رها کردی / به جان من خطا کردی ، مرا دیگر نخواهی ..
محمدعلی
میگه بِبُر / اگر بُریدم از همه میبُرم ، تمام .
محمدعلی
تمامِ روز میخندم ، تمامِ شب یکی دیگهام / من از حالم ..
محمدعلی
امروز برجِ جیالایکس(!) بودیم ، خانومه دو ساعته تمام از مزایای G2 میگفت. منم تمام ک شد گفتم همه چیش خوبه فقط یه نگرانی دارم ، بندهخدا عرق نشست رو پیشونیش گفت چی؟ گفتم راحت از جیب درمیاد؟ نه خدایی در میاد؟ کلِ برج رفت روهوا ! خانومه خیلی محترمانه مارو ب سمتِ درِ خروجی راهنمایی کرد
محمدعلی
من قسم خورده بودم ، هنوز یادمه
محمدعلی
زنها خواب خطراتی كه عزيزانشون رو تهديد میكنه میبينن / و مردها خواب خطرهايی كه خودشون رو تهديد میكنه
محمدعلی
میذارم پیشت / یه روزِ زندگیمُ
محمدعلی
اینجوری ک پلکهای تو "بسته میشه"
محمدعلی
در عشق جانان جان بده بیعشق نگشاید گره
محمدعلی
عاشقِ "تلخی نکندِ" نامجو شدم / ترنجِش ک عالیه! ، فارق/غ از شخصیتش
محمدعلی
حتا خودم دیگه با من لج شد
پس از من که را ..
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 17 ساعت و 55 دقيقه قبلپوزخند !