میترا
سر بگذار و امپراطوریات را بر چین دامن من بنا کن
میترا
تلاش كنيم نديده ها را ببينيم ديدن آنچه كه همه ميبينند... هنر نيست!
میترا
همه قراردادها را روي کاغذ بي جان نمي نويسند ، بعضي از قراردادها وعهد ها را روي قلب مي نويسند ... حواست به اين عهد هاي غير کاغذي، بيشتر باشد . شکستنشان يک آدم را مي شکند .
میترا
در من زخم هایی است كه نبودنت را فریاد می كشند و دردهایی كه نیامدنت را می گریند كدام دل در كجای دنیا چشمكش را روانه ی چشمانت كرده بود كه این سان بذر زخم را در وجودم افشاندی ؟!
میترا
پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال لا به لای تن عریانی بید ، من در اندیشه ی آنم که تو را ، وقت دلتنگی خود دارم و بس . . . . . . راستـش را بگو نکند تو همان “این نیـز” هستی که همیشه می گذری . . . ؟
میترا
دل ساده برگرد و در ازاي يك حبه كشك سياه شور گنجشك ها را از دور و بر شلتوك ها كيش كن كه قند شهر دروغي بيش نبوده است
میترا
هوای دل ابریست .. نه .. ابری نه .. طوفانی .. اری .. .. این گونه بهتر است . هیچ می دانی چه آشوب برپا شده است .. بیا بنگر.. همچون شهر فرنگ.. بگذریم.. همانند باقی موارد ..
میترا
چقدر سخت است در خلوتت دلواپس خاطره ای باشی که تو را بر باد داده است.....!
میترا
آهسته و آرام نیا!!! نترس این دلی که میبینی... پیاده روست! هرزگاهی ترمیم میشود! برای قدم های بعدی...
میترا
داداشم صبح به مامانم مي گه: مامان خانوم شما كه ميگي من به چشات نيگا كنم همه چيو ميفهمم حالا زحمت بكش يه نيگا به چشام كن بگو جورابام كجاس دسِت درد نكنه
میترا
منطقِ پدر و مادر از تحصیل در دانشگاه: این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمی تونی باز کنی! .