دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترا

اسمش را میگذاریم...دوست مجازی ... اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته... خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند... درباره »
میترا
زن - مجرد
امتیاز: 3668

دنبال‌شدگان

(350 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(744 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

میترا
میترا

درد دارد … وقتی چیزی را کسر میکنی که با وجودت جمع زده ای . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی

میترا
میترا

در رویاهایم هر چقدر هم که می دوم باز به تو نمی رسم !! تو از دور مرا صدا میزنی که بیا ! من می دوم و فاصله ها هنوز برجاست ..... لعنت بر آنکه دایره را شناخت !!

میترا
میترا

سلام کودک درون کوچکم!!!!!!! بیا در آغوشم طفلکم.... هوا گرم و دلم سرد است!!!!! از آدم ها دلگیرم... روزه میگیرم روزه سکوت!!!!!!! و حرف هایم را قورت میدهم!!! حرف هایم هضم میشوند!! و من رفته رفته ..... شاهدم ... که آرزوهایم آهسته آهسته، حذف میشوند.... بیا طفلک من، بیا !!! آغوشم به روی تو همیشه گشوده است!! غم هایت را شریک کن با قلبم! و اشک هایت را فقط برای خودم به یادگار بگذار!!! اینجا، تنها شنوای درد های هرکسی خود اوست.... فقط خودش!!! بیا طفلکم.... بیا.

میترا
میترا

با یک بغل خاطره ایستاده ای جلوی در میروم و تو خاطره ها را به جای آب پشت سر مسافرت میریزی!!

میترا
میترا

به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز تو را تشخیص دهد .... اندوه پنهان شده در لبخندت را،عشق نهان در عصبانیتت را و معنای حقیقی سکوتت را

میترا
میترا

آه گراهام کاش اختراع نمیکردی تلفنی را که زنگ نمیزند . . .

میترا
میترا

قوانین علم را به هم زده ای؛ نبودنت وزن دارد، تهی، اما سنگین...

میترا
میترا

هربار كودكانه دست كسي را گرفتم.گم شدم!اكنون درمن انقدر كه ترس از گرفتن دست كسي هست!ترس از گم شدن نيست

میترا
میترا

تقصیر ما نیست که روی حرفهایمان نمی مانیمما روی زمینی زندگی میکنیم که هر روز خودش را دور میزند............

میترا
میترا

این منم آن شب زده ی آشفته از حوالی بی کسی پناه آورده ام به حوالی تو …

میترا
میترا

روحم میخواهد برود یکـــــ گوشه بنشیند ، پشتش را کنـــــــد به دنیا ، پاهایش را بـغل کنــــــــد و ... بلنـــد بلنـــد بگویـــــد من دیگــــــر بازی نمیکنم.

میترا
میترا

من پر از فریاد خاموشم رعد و برقی در گلویم خواب می‌بیند آستینم بندری از ابرهای نابسامان است.

میترا
میترا

لباسها در آب کوتاه میشوند و برنج ها دراز. در درازای زندگی لباس باش و در پهنای آن، برنج. واگر عمق این پند را نفهمیدی, بدان که تنها نیستی

میترا
میترا

سلام به همه دوستاي مهربونم