دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترا

اسمش را میگذاریم...دوست مجازی ... اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته... خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند... درباره »
میترا
زن - مجرد
امتیاز: 3668

دنبال‌شدگان

(350 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(744 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

میترا
میترا

سبک معماری روح من از نگاهت ریشه می‌گیرد این ترک‌ها را چه استادانه در روحم رها کردی!

میترا
میترا

پـَـَـ نــه پـَـَــــ

میترا
میترا

سـکـــــــه ی زنـدگـیم شـیـــــــر نـدارد امــــــــا ... هـمـیـن خـطـی کـه مـــــــرا بـه تــــــو وصـــــــــــــــــل نـگـه مـی دارد را بسیـــــار دوســـــــت مـی دارم

میترا
میترا

دعای باران چرا ؟ دعای عشق بخوان ! این روزها دلها تشنه ترند تا زمین خدایا کمی عشق ببار...

میترا
میترا

مترسک به گندم گفت :تو شاهد باش مرا برای ترسانیدن آفریدندولی، من تشنه ی عشق پرنده ای بودم که سهمش از من گرسنگی بود....!!!

میترا
میترا

لنگه های چوبی در حیاطمان گرچه کهنه اند و جیر جیر می کنند محکمند ! خوش به حالشان که لنگه ی همند

میترا
میترا

هوس کرده ام خوب نباشم شاید حالم را بپرسی....

میترا
میترا

چه بخردانه سکوت می کنند لب هایت آنجا که می دانی دلم حریف چشم هایت نمی شود، سلام به همه دوستاي عزيزم روز خوش

میترا
میترا

می روی ؛ تمام که نمی شوی ... تنها می روی ! ... و من به رد پایت که روی زندگی ام مانده خیره می شوم ......

میترا
میترا

کاش همیشه در کودکی می ماندیم تا به جای دلهایمان سر زانوهایمان زخمی میشد

میترا
میترا

هرگز به کوچه بن بست ناسزا نگو رنج بن بست بودن برای کوچه کا[!]ت .

میترا
میترا

مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد .

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

تن کاغذ خسته از لمس تن سرد قلم قلم بی رمق از تکرار یک جمله عینک تار کنار قلم و کاغذ ها مانده در حسرت دیدار دوچشم قهوه ی نیم خور یک فنجان پر ته سیگار یک شب سخت قامت پیرهن چرک کمی آنسوتر و من از عمق سکوت تکیه بر سردی دیوار زدم فکرم آشفته ی یک جمله شده ... که خدا را چه شده؟؟

میترا
میترا

مشتم را می بندم تا عشقت را در دلم اندازه کنم می ترسم از دستهای همیشه باز تو

میترا
میترا

بگذار هر که می خواهد مهمانِ امروز و فردایت باشد... دلم که یقین دارد که در پس کوچه هایِ شب زده گیت هنوز هم عطر من جاریست !!!!!!!!!