میترا
زندگی تنها عبور نفس ها نیست ، تداعی لحظه هاییست که به یاد دوست می گذرد !
میترا
غضنفر میره رستوران میگه: غذا چی دارین؟ گارسون میگه : کاستیدگیلینکوفینوستا با لیمو! غضنفر میگه: کاستیدگیلینکوفینوستا با چی!؟
میترا
چه کلمه ی مظلومی است این"قسمت".تمام تقصیر های ما را به عهده می گیرد
میترا
خودم را به شادیِ تو فروختم و ...حواسم نبود که حواست به بهایِ من نیست حال خیالت را می فروشم تا خودم را پس بگیرم
میترا
پلیس به غضنفر: اینجا ماهیگیری قدغنه!!! غضنفر: ولی اینجا تابلو نزدین!!! پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!!
میترا
در رویاهایم هر چقدر هم که می دوم باز به تو نمی رسم !! تو از دور مرا صدا میزنی که بیا ! من می دوم و فاصله ها هنوز برجاست ..... لعنت بر آنکه دایره را شناخت
میترا
نگران نباش حال دلم خوب است !!! نه از شیطنت های کودکانه اش خبری هست... نه از شیون های مداومش ، به وقت ِ خواستن ِ تو ... آرام جوری که نبینی و نشنوی گوشه ای نشسته ، و رویاهایش را به خاک می سپارد
میترا
نیامده ام که در ازدحام این همه پرنده ی خوشخوان زنبیل بگذارم تو تنها پشت پنجره ی چشم ات مشتی مهر که بپاشی کبوتر زخمی دل خود می داند چگونه سهم دانه اش را برچیند
میترا
به سلامتی زنجیری که صد سال زیر برف و بارون میمونه،می پوسه.ولی از هم جدا نمیشه،امیدوارم بمونیم،بپوسیم ولی ازهم جدا نشیم. سلام صبح بخير
میترا
آدمها برایت برابر می شوند وقتی به اندازه ی حوصله ات دوستشون داشته باشی نه لیاقتشان
میترا
زندگی باید کرد ! گاه با یک گل سرخ ، گاه با یک دل تنگ ، گاه باید رویید در پس این باران ، گاه باید خندید بر غمی بی پایان ...
میترا
درود بر کسانی که از پاکیشان دوستی آغاز میشود ، از صداقتشان دوستی ادامه می یابد و از وفایشان دوستی پایانی ندارد.
میترا
در سینه رازهایی دارم هر گاه سینه ام از آن ها به تنگ می آید با دست بر زمین می کوبم و راز دلم را برای زمین بازگو می کنم پس هر گاه زمین گیاهی برویاند آن گیاه راز دل من است