میترا
بوق نزن! آدم ها کی گوش کرده اند؟ آدم ها با حرف های از ته دل هم تکان نمیخورند با بوق تکان بخورند ؟ !
میترا
تا مي شوم؛ در بين دست هاي روزگار انگار ميخواهد ببوسد و بگذاردم کنار!!! خوشحالم از اين احترام من مچاله نميشوم...
میترا
گفته بودی : یا تو یا هیچکس ! ولی من ساده انگار فراموش کرده بودم که این روزها هیچکس هم برای خودش کسی است کسی حتی مهم تر از من . . .
میترا
خیالت راحت رفیق! یک طوفان فراموشی بر پیکره جانت که بیفتد مرا آنچنان از ریشه جدا می کند که گویـــی هرگــــز با تــــو و در تـــــو نزیسته ام
میترا
زندگی فرصت بس کوتاهی است تا بدانیم که مرگ ؛ آخرین نقطه پرواز پرستو ها نیست مرگ هم حادثه ای است مثل افتادن برگ که بدانیم پس از خواب زمستانی خاک نفس سبز بهاری جاریست.
میترا
ساعت قرارمان یك دقیقه به هیچ است وتو همیشه به هیچ قراری نرسیدی
میترا
هیچکس همه چیز را برای همیشه به باخت نمی دهد. این بازی آنقدر ادامه خواهد داشت که یا سپیده سر بزند و یا ما لباسی سفید به تن کنیم. صبور باش فردا حکایت این بازی هم تمام خواهد شد.
میترا
راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.
دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر
میترا
گفتی ما به درد هم نمیخوریم.... اما هرگز نفهمیدی.... من تورا برای دردهایم نمیخواستم....
میترا
خواستـن ، همیشه توانستـن نیست ... گاهی فقط ، داغ بزرگی است که تا ابــد بر دلت می ماند ...!
میترا
باد بازیگوش بادبادک را بادبادک دست کودک را هر طرف می برد کودکی هایم با نخی نازک به دست باد آویزان ! از : قیصر امین پور