میترا
ثانیه های انتظار پشت چراغ قرمز را تاب بیاور شاید که دارند آرزوی کودکی دست فروش را برای یک دقیقه کاسبی بیشتر برآورده می کنند . . .
میترا
یمان داشته باش که کمترین مهربانی ها از ضعیفترین حافظه ها پاک نمیشوند پس چگونه فراموش خواهی شد تو که پیشه ات مهربانی است . . . ؟
میترا
گاهی اوقات بهتره درست متر کنیم... آدم ها هم قد خودشونن نه هم قد تصوراتمون...!!
میترا
خیالــم ... گره خورده است ! چقــدر ... هول می زنند رؤیاها ! انگـــار به عمرشان تــو را ندیده اند !
میترا
نیا باران زمین جای قشنگی نیست من خود اهل زمینم خوب میدانم که گل در عقد زنبور است ولی بروانه را هم دوست میدارد .
میترا
باز ، بازی می کنم صحـنۀ انـتــظـار را به تـو مـدیـونـم اگـر . . . اســکـار بگــیرم
میترا
دارند تکراری میشوند عاشقانههام بیا دوباره اتفاق بیفتیم!
میترا
زندگی مثل یه پل قدیمیه! به این فکر نکن که اگه تنها ازش بگذری دیرتر خراب میشه، به این فکر کن اگه افتادی یکی باشه دستتو بگیره…
میترا
ما ايستاده ايم و لحظه لحظه نوبت خود را خميازه مي كشيم اما... اين آسياب كهنه به نوبت نيست شايد هميشه نوبت ما فرداست...!
میترا
نمی دانم کدام پل .... در کجای جهان شکسته است که هیچ کس به مقصد نمی رسد؟؟؟؟؟؟
میترا
همه احساس میکنن هر آن کس که زیباست مهربان است دریا زیباست ولی سیلی به صخره های ساحل میزند . . .
میترا
آنگاه که غرور کسی را له می کنی ، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میترا
تو"... انقدردر عاشقانه هایم غریبه شده ای که دیگر داری "شما"... میشوی..!
میترا
کاش یـــــــــادت نرود روی آن نقطـــــه ی پر رنگ بزرگ ، بین بی باوری آدمــــها ، یک نفر میخواهد که تو خنـــــدان باشی ، نکند کنج هیاهوی زمــــان بروم از یــــــــادت...