میترا
یاد سهراب بخیر آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت: تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم آرزویم همه سرسبزی توست
میترا
هرگز نمیدانم... اگر روزی کوچه ی علی چپ ... مشمولِ طرحِ شود !!! چــه خاکـــی بر سر خواهیم کرد...
میترا
قرعه کشی که تمام شد و تو به اسم کس دیگری درامدی... تقدیر جای خود.... لااقل اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی...
میترا
مي داني ... پزشکان که هيچ حتي مامورين بازيافت هم از اين قلب شکسته قطع اميدکرده اند !!!
میترا
عشق صدایش را ملایم کرد و رنگ دست هایش را عوض کرد به جای شنگول و منگول و حبه ی انگور در را باز کردم..
میترا
باش تارونق ایامی هست شاد و سرسبز کنیم دست و دلی لحظه ها می گذرند آنچه می ماند در خاطره ها خاطره است وای اگر تلخ کنند از ما یاد
میترا
یکی سوخته در جهنـــــــــم یکی سبز در بهشت! هـی تابمان می دهند معلقیم میان هپروت ِ منکر و معروف... راستی چه کسی گفته هرکه بیشتر به هوا پرتاب شود آسمانی تر است؟!