دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترا

اسمش را میگذاریم...دوست مجازی ... اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته... خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند... درباره »
میترا
زن - مجرد
امتیاز: 3668

دنبال‌شدگان

(350 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(744 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

میترا
میترا

خطوط گوشه چشمم عمیق تر شده است، باور نداری بیا بخندیم !!!

میترا
میترا

در دلم آرزوي آمدنت مي مي ميرد رفته اي اينك، اما آيا باز برمي گردي؟ چه تمناي محالي دارم خنده ام مي گيرد ...!!!!!!!!

میترا
میترا

.از چهار راه قلبم عبور کردی و هیچ به چراغ قلبم توجه نکردی ، اما بدان پلیس قلبم تو را تعقیب خواهد کرد و برگه ی دوستت دارمرا زیر برف پاکن های دلت خواهد گذاشت

میترا
میترا

هر ازگاهی دریا به ساحلش سر می زند مهم نیست ساحل تحویلش بگیرد یا نه مهم اثبات وفا داری دریاست

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

به سلامتی همه خوبا که سخت مشغول شطرنج زندگی اند و نمیدونن ما مات رفاقتشون هستیم !!!

میترا
میترا

لمس کن کلماتی ر اکه برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست تا بدانی نبودنت آزارم می دهد لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنی ست و عریان که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است لمس کن لحظه هایم را ... دلتنگ م

میترا
میترا

هر لحظه حرفی در ما زاده می شود هر لحظه دردی سر بر می دارد و هر لحظه نیازی از اعمال مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش می کند اینها بر سینه می ریزند و راه فراری نمی یابند مگر این قفس کوچک استخوانی گنجایش‏ش چه اندازه است؟

میترا
میترا

به سلامتیه اونایی که خودشون سنی ندارن ولی روزگار دلشونو پیر کرده !!!

میترا
میترا

شایدکندن چند علف هرز به نظر بی رحمانه بیاید ولی فرصتی برای حیات گل سرخ را به وجود می اورد

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

یک خرس قهوه ای مخملی خریده ام برای دختری که ندارم و یک عینک برای پدر که چشم هایش دیگر نمی بیند و حالا می روم برای او که نیست گل نسرین بچینم شاد یا غمگین زندگی، زندگی ست و اگر فردا برای شکار پلنگ به دریا رفتم تعجب نکنید.

میترا
میترا

لم به بهانه همیشگی گریست بگذار بگرید و بداند هر آنچه خواست همیشه نیست

میترا
میترا

گوشهایم را می گیرم... و چشم هایم را می بندم... و زبانم را گاز می گیرم.. ولی... حریف افکارم نمی شوم... چقدردردناک است... فهمیدن ...!

میترا
میترا

دَردِ مَن از حِصارِ دورِ برکه نیست مَن از این میتَرسَم که در دلِ ماهیان آرِزویِ رسیدَن به دریآ جوانه نکند

میترا
میترا

دوست ِ من توفان شده تاریک شده سرد است یکسر دویده ام پا برهنه بی چترو بارانی باز کن در را ! - این در را که من گریه کنان بر آن می کوبم

میترا
میترا

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن ، در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است . (دکتر علی شریعتی)