میترا
وقتی قــــــــــــرار نیست برگردی ... پلهای پشت سرت را خراب کـــــــــــــن مبادا وسوسه ام کنند دنبالتــــــــــــــــ بیایم
میترا
وقتی قــــــــــــرار نیست برگردی ...
پلهای پشت سرت را خراب کـــــــــــــن
مبادا وسوسه ام کنند دنبالتــــــــــــــــ بیایم
میترا
از من تا خدا راهي نيست ؛ فاصله ايست به درازاي مـــــن تا مـــــن ! و در اين هياهوِي غريب ... من ، اين من را نميابـ ـــ ـــم
میترا
بیخودى پرسه زدیم،صبحمان شب بشود.بیخودی حرص زدیم،سهممان کم نشود. ماخدا را باخود سر دعوا بردیم،و قسمها خوردیم.ما بهم بدکردیم،ما بهم بدگفتیم، ما حقیقتها را زیرپا له کردیم.وچقدر حظ بردیم،که زرنگى کردیم. روى هرحادثه اى حرفى ازپول زدیم،ازشما مى پرسم:ماکه راگول زدیم؟
میترا
گــــــــــاهي.... يـــــــــك نگــــاه ســـــــــــــــــــرد... روي زمستان را هم كم مي كنـــــــــد
میترا
هر چه از دست ميرود بگذار برود... چيزي که به التماس آلوده باشد نمي خواهم هر چه باشد ..... حتي زندگي
میترا
در کوچه باد می اید این ابتدای ویرانیست آن روز هم که دست های تو ویران شدند باد می آمد
میترا
در قفس باز مانده بود . پرنده پر وسوسه به بیرون سرکی کشید اما از وسعت دنیا ترسید .فکر پرواز را از در نیمه ی باز فراری داد و در را بست .
میترا
اینجا زمین است. رسم آدم هایش عجیب است! اینجا گم که مى شوى به جاى اینکه دنبالت بگردند فراموشت مى کنند..
میترا
یکــ من و یکـــ جاے خالے تو و دستان من و این همـِ جاے خالے دستانـَتـــ در دستانـَمـ و یکــ دنیا عاشقے کهـ منتظر ماستـــ تا فرصتـــ هست باید پُر کنمـ این حجمـِ خالے ِ دستانـَمـ را با دستانـَتـــ!!!
میترا
و من نماز آیات می خوانم هراس ندیدنت را...
میترا
لا به لای ساز نفسهایت.. پنهان می شوم! اشک می شوم ! تا بمانم ...تا نرانی مرا ..! من آه می کشم و تو انگ می زنی! و این غم انگیز ترین آهنگ دنیاست...!
میترا
کاش خورشید در همین خیابان ِ پشتی دکه داشت تا جای سیگار و سرفه تنها یک پنجره صبح می خریدم این آخرین آرزوی من است .....
میترا
آهسته و آرام نیا!!! نترس این دلی که میبینی... پیاده روست! هرزگاهی ترمیم میشود! برای قدم های بعدی...