میترا
پرده ها را کنار نزن مخاطب پنجره خیلی هم که مرام بگذارد تنها حسرتمان را به گوشه ی آسمان گره می بندد
میترا
و هميشه حرفي نوك زبانم خواهد ماند ميدانم ؛ جان خواهد داد و من انگشت به دهان در فكر آن حرف خواهم سوخت ...
میترا
سلام دوستاي گلم اولین صبح زمستونی همتون گرم ....
میترا
باورهایم به خواب کهف رفته اند چه تلخ میگذرند این روزها....
میترا
اسبه زنگ ميزنه سيرك ميگه: آقا شما برای سيركتون اسب نمي خواين؟ یارو ميگه: هنرت چيه؟ اسبه ميگه: احمق نمی بینی دارم باهات حرف میزنم!؟
میترا
پرستویی که مقصدش را در کوچ میبیند از خراب شدن لانه اش نمیهراسد . .
میترا
داداشم صبح به مامانم مي گه: مامان خانوم شما كه ميگي من به چشات نيگا كنم همه چيو ميفهمم حالا زحمت بكش يه نيگا به چشام كن بگو جورابام كجاس دسِت درد نكنه
میترا
سخت است حرفت را نفهمند، سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،
میترا
هرگز به این نیز بگذرد ها دل خوش مدار که چون بگذرد چیزی جز عمرت را با خود نبرده است
میترا
وقتی برای کسی فاتحه می خونن، با انگشت روی قبرش ضربه می زنن.. که این کار در واقع همون لایک زدن به روح شخص مرحومه
میترا
تو زندگیت به بعضیا باید بگی : من چشم میذارم ... تو فقط برو گمشو
میترا
قطار راهت بگیر و برو.كه نه كوه توان ریزش دارد! نه ریز على پیراهن اضافه! هیچ چیز مثل سابق نیست...